روان شناسی کودک

بازی درمانی؛ چگونه بازی به رشد عاطفی و حل مشکلات کودکان کمک می‌کند؟

بازی درمانی؛ چگونه بازی به رشد عاطفی و حل مشکلات کودکان کمک می‌کند؟

برای یک کودک، بازی فقط سرگرمی نیست. کودک بسیاری از چیزهایی را که هنوز نمی‌تواند با کلمات توضیح دهد، از طریق بازی نشان می‌دهد؛ ترس‌ها، نگرانی‌ها، خشم، شادی، روابط با دیگران و حتی اتفاقاتی که برایش دشوار بوده‌اند، ممکن است در داستان‌ها و بازی‌های روزمره او ظاهر شوند.

به همین دلیل، بازی از دیدگاه روان‌شناسی رشد و سلامت کودک اهمیت بسیار بیشتری از یک فعالیت تفریحی ساده دارد. بازی می‌تواند به کودک کمک کند احساسات خود را بهتر تجربه و بیان کند، موقعیت‌های مختلف را تمرین کند، راه‌حل‌های تازه پیدا کند و احساس توانمندی بیشتری داشته باشد.

اما اصطلاح بازی درمانی معنای دقیق‌تری دارد. بازی درمانی حرفه‌ای یک رویکرد تخصصی است که در آن متخصص آموزش‌دیده از ظرفیت طبیعی بازی برای ارتباط با کودک، شناخت دنیای درونی او و کمک به مدیریت برخی مشکلات عاطفی و رفتاری استفاده می‌کند. بنابراین نباید هر نوع بازی با کودک را «بازی درمانی» نامید.

با این حال، حتی بازی معمولی و باکیفیت در خانه نیز می‌تواند نقش مهمی در سلامت عاطفی، ارتباط والد و کودک و رشد مهارت‌های اجتماعی و حل مسئله داشته باشد. آکادمی اطفال آمریکا بازی را یکی از بسترهای مهم رشد اجتماعی، عاطفی، شناختی و خودتنظیمی کودکان می‌داند و بر نقش آن در ایجاد روابط امن و حمایتگر با مراقبان تأکید کرده است.

بازی درمانی چیست؟

بازی درمانی (Play Therapy) نوعی مداخله تخصصی برای کودکان است که در آن بازی به عنوان زبان طبیعی کودک برای برقراری ارتباط و کار کردن روی مسائل عاطفی، رفتاری یا ارتباطی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

کودکان، به‌خصوص در سنین پایین، همیشه توانایی لازم برای توضیح دقیق احساسات و تجربه‌های خود را ندارند. ممکن است یک کودک بتواند بگوید «می‌ترسم»، اما نتواند توضیح دهد دقیقاً چه چیزی باعث ترس او شده است یا این احساس چه ارتباطی با تجربه‌های قبلی او دارد.

در چنین شرایطی، بازی می‌تواند راه دیگری برای بیان باشد.

کودک ممکن است با عروسک‌ها یک داستان بسازد، با فیگورها اتفاقی را بازسازی کند، در یک بازی نقش یک شخصیت خاص را بگیرد یا بارها یک موقعیت مشخص را تکرار کند. متخصص بازی درمانی از این فرآیند برای ایجاد ارتباط، مشاهده الگوهای رفتاری و کمک به کودک استفاده می‌کند.

آیا هر بازی‌ای بازی درمانی محسوب می‌شود؟

خیر.

این یکی از مهم‌ترین نکاتی است که باید درباره این موضوع بدانیم.

وقتی والد با کودک خود لگو یا قطعات ساختنی بازی می‌کند، وقتی با او داستانی خیالی می‌سازد یا وقتی کودک با فیگورهای خود بازی می‌کند، این فعالیت‌ها می‌توانند فواید عاطفی و رشدی زیادی داشته باشند؛ اما لزوماً «بازی درمانی» نیستند.

بازی درمانی حرفه‌ای یک فرآیند هدفمند و تخصصی است که بر اساس نیازهای کودک طراحی می‌شود و توسط متخصص مربوطه انجام می‌گیرد.

بنابراین بهتر است میان این دو مفهوم تفاوت قائل شویم:

  • بازی معمولی: فعالیت طبیعی کودک برای سرگرمی، یادگیری، ارتباط و رشد.
  • بازی حمایتی: بازی‌ای که والد یا مراقب با هدف ایجاد ارتباط، آرامش و فرصت بیان احساسات با کودک انجام می‌دهد.
  • بازی درمانی: یک مداخله تخصصی که توسط متخصص آموزش‌دیده و با هدف کمک به مشکلات مشخص کودک انجام می‌شود.

چرا بازی برای کودک مانند یک زبان است؟

بزرگسالان معمولاً برای بیان احساسات از کلمات استفاده می‌کنند. اگر ناراحت باشند می‌گویند «ناراحتم»، اگر از چیزی بترسند درباره آن صحبت می‌کنند و اگر اتفاق ناخوشایندی برایشان رخ داده باشد، ممکن است بتوانند آن را برای فرد دیگری توضیح دهند.

اما توانایی زبانی کودک هنوز در حال رشد است.

کودک ممکن است احساس پیچیده‌ای داشته باشد ولی واژه مناسبی برای آن پیدا نکند. در چنین شرایطی، رفتار، نقاشی، داستان و بازی می‌توانند به ابزار بیان تبدیل شوند.

برای مثال، کودکی که تجربه‌ای ترسناک داشته ممکن است در بازی خود بارها یک شخصیت را در موقعیت خطرناک قرار دهد و سپس تلاش کند او را نجات دهد. این بازی به خودی خود تشخیص یا تفسیر قطعی درباره وضعیت روانی کودک ارائه نمی‌دهد، اما می‌تواند نشان دهد که کودک در حال پردازش یک موضوع مهم است.

یونیسف نیز اشاره می‌کند که کودکان گاهی احساساتی مانند ترس، درد یا فقدان را از طریق بازی بازسازی می‌کنند؛ زیرا هنوز نمی‌توانند تمام آنچه را تجربه کرده‌اند با کلمات توضیح دهند.

بازی چگونه به رشد عاطفی کودکان کمک می‌کند؟

رشد عاطفی یعنی کودک به تدریج بتواند احساسات خود را بشناسد، آن‌ها را مدیریت کند و روابط عاطفی سالم‌تری با دیگران برقرار کند.

بازی در این مسیر چند نقش مهم دارد.

شناخت احساسات

کودک ممکن است در جریان بازی با احساساتی مانند شادی، ترس، خشم، حسادت یا ناامیدی مواجه شود و به تدریج یاد بگیرد آن‌ها را بشناسد.

بیان احساسات

گاهی کودک چیزی را که نمی‌تواند مستقیم بیان کند، از طریق شخصیت‌ها و داستان‌های بازی نشان می‌دهد.

تجربه و مدیریت هیجان

در بازی کودک می‌تواند موقعیت‌های دشوار را در محیطی نسبتاً امن تجربه کند و روش‌های مختلف واکنش به آن‌ها را امتحان کند.

تقویت احساس توانمندی

وقتی کودک یک مسئله را حل می‌کند، یک سازه می‌سازد، داستانی را به پایان می‌رساند یا در یک بازی به هدف می‌رسد، تجربه «من توانستم» شکل می‌گیرد. همین احساس موفقیت می‌تواند به اعتمادبه‌نفس و احساس شایستگی کمک کند.

یونیسف نیز حل مسئله و پیدا کردن راه‌حل‌های خلاقانه در بازی و پازل را با احساس موفقیت و شایستگی کودک مرتبط می‌داند.

بازی چگونه به کودک در مقابله با استرس کمک می‌کند؟

کودکان نیز مانند بزرگسالان تحت تأثیر استرس قرار می‌گیرند؛ اما شیوه نشان دادن آن ممکن است متفاوت باشد.

تغییر محیط، شروع مدرسه، اختلافات خانوادگی، از دست دادن یک فرد نزدیک، بیماری، ترس از پزشک، جابه‌جایی خانه یا حتی تغییرات کوچک در برنامه روزمره می‌توانند برای بعضی کودکان استرس‌زا باشند.

بازی می‌تواند فرصتی برای فاصله گرفتن از فشار روانی و بازگشت به فعالیتی آشنا و قابل کنترل فراهم کند.

آکادمی اطفال آمریکا گزارش کرده است که بازی به‌ویژه در شرایط استرس و دشواری اهمیت پیدا می‌کند و بازی درمانی در محیط‌های درمانی می‌تواند به کاهش ناراحتی عاطفی و سازگاری بهتر کودک با تجربه‌های دشوار کمک کند.

بازی چگونه به کودک کمک می‌کند مشکلات را حل کند؟

حل مسئله یکی از مهارت‌هایی است که در بسیاری از انواع بازی تمرین می‌شود.

فرض کنید کودک می‌خواهد با قطعات ساختنی یک برج بسازد اما برج خراب می‌شود. او می‌تواند دوباره تلاش کند، پایه را تغییر دهد یا از قطعات دیگری استفاده کند.

در یک پازل نیز کودک ممکن است چند بار قطعات مختلف را امتحان کند تا به راه‌حل برسد.

در بازی‌های نقش‌آفرینی نیز کودک ممکن است برای شخصیت داستان یک مشکل ایجاد کند و سپس راهی برای حل آن پیدا کند.

این تجربه‌ها به کودک یاد می‌دهند که وجود یک مشکل الزاماً به معنی پایان کار نیست؛ گاهی باید روش دیگری را امتحان کرد.

آکادمی اطفال آمریکا نیز بازی را بستری برای رشد مهارت‌های حل مسئله، تصمیم‌گیری، خودتنظیمی و انعطاف‌پذیری می‌داند.

نقش اسباب‌بازی در بازی درمانی و بازی عاطفی

اسباب‌بازی در بازی کودک فقط یک وسیله سرگرمی نیست؛ در بسیاری از بازی‌ها، وسیله‌ای است که کودک به کمک آن یک داستان یا موقعیت را ایجاد می‌کند.

نوع اسباب‌بازی می‌تواند امکانات متفاوتی برای بازی فراهم کند.

فیگورها و شخصیت‌های کوچک

فیگورها می‌توانند به کودک اجازه دهند شخصیت‌های مختلف را وارد داستان کند. کودک می‌تواند برای هر شخصیت نقش، احساس و رفتار متفاوتی در نظر بگیرد.

این ویژگی آن‌ها را برای بازی‌های تخیلی و داستان‌پردازی مناسب می‌کند.

عروسک‌ها

عروسک‌ها می‌توانند نقش اعضای خانواده، دوست، بیمار، کودک، معلم یا شخصیت‌های خیالی را در بازی ایفا کنند.

کودک ممکن است از طریق عروسک درباره مراقبت، ترس، دوستی، اختلاف یا احساسات مختلف داستان بسازد.

اسباب‌بازی‌های ساختنی

قطعات ساختنی به کودک امکان می‌دهند چیزی را از ابتدا بسازد، خراب کند و دوباره تغییر دهد.

این فرآیند می‌تواند برای تمرین صبر، برنامه‌ریزی، انعطاف‌پذیری و حل مسئله ارزشمند باشد.

وسایل نقاشی و کاردستی

نقاشی و ساختن نیز می‌توانند راه‌هایی برای بیان ایده‌ها و احساسات باشند، به‌خصوص زمانی که کودک هنوز نمی‌تواند به راحتی درباره یک تجربه صحبت کند.

بازی‌های نقش‌آفرینی

ست‌های آشپزخانه، پزشکی، فروشگاه، مدرسه و سایر وسایل نقش‌آفرینی می‌توانند به کودک اجازه دهند موقعیت‌های مختلف زندگی را در قالب بازی تجربه کند.

چرا بازی نقش‌آفرینی برای رشد عاطفی مهم است؟

بازی نقش‌آفرینی یکی از جذاب‌ترین شکل‌های بازی برای بسیاری از کودکان است، زیرا کودک می‌تواند برای مدتی وارد دنیایی شود که خودش قوانین آن را تعیین می‌کند.

او می‌تواند پزشک باشد، بیمار باشد، قهرمان باشد، والد باشد یا حتی شخصیت یک داستان خیالی.

در این فرآیند، کودک فقط داستان نمی‌سازد؛ بلکه دیدگاه‌های مختلف را تجربه می‌کند.

برای مثال، وقتی کودک نقش پزشک را بازی می‌کند، ممکن است درباره مراقبت از بیمار صحبت کند. وقتی نقش بیمار را می‌گیرد، ممکن است ترس یا نگرانی را بازنمایی کند. وقتی نقش یک قهرمان را بازی می‌کند، ممکن است با مفهوم شجاعت و غلبه بر مشکل درگیر شود.

آکادمی اطفال آمریکا نیز بازی تخیلی را یکی از زمینه‌های مهمی می‌داند که کودکان از طریق آن می‌توانند نقش‌های مختلف را تجربه کرده و جهان اطراف خود را بهتر درک کنند.

آیا کودک می‌تواند مشکلات واقعی خود را در بازی بازسازی کند؟

گاهی بله.

کودکان ممکن است اتفاقی را که تجربه کرده‌اند، در بازی بازسازی کنند. برای مثال، کودکی که به پزشک رفته ممکن است بعداً با عروسک خود نقش پزشک را بازی کند. کودکی که شاهد یک اختلاف بوده ممکن است همان موقعیت را با فیگورها بازسازی کند.

این موضوع می‌تواند بخشی طبیعی از تلاش ذهن کودک برای فهمیدن اتفاقی باشد که رخ داده است.

اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد: نباید هر بازی یا داستان کودک را به عنوان نشانه قطعی یک مشکل روان‌شناختی تفسیر کرد.

بازی کودکان بسیار متنوع است و یک رفتار واحد می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. تشخیص مشکلات عاطفی یا رفتاری نیازمند بررسی حرفه‌ای و در نظر گرفتن مجموعه‌ای از علائم و شرایط کودک است.

والدین چگونه می‌توانند از بازی برای ارتباط بهتر با کودک استفاده کنند؟

یکی از ساده‌ترین و در عین حال مؤثرترین کارها این است که والد گاهی اجازه دهد کودک هدایت بازی را بر عهده بگیرد.

به جای اینکه همیشه بگوییم «این قطعه را اینجا بگذار»، «این‌طوری بازی کن» یا «این داستان درست نیست»، می‌توانیم کمی عقب‌تر بایستیم و ببینیم کودک چه چیزی می‌سازد.

والد می‌تواند:

  • به داستان کودک گوش دهد.
  • از او درباره شخصیت‌ها سؤال کند.
  • احساسات شخصیت‌ها را نام‌گذاری کند.
  • به کودک فرصت تصمیم‌گیری بدهد.
  • بدون قضاوت، به بازی او توجه کند.
  • در صورت تمایل کودک وارد داستان شود.
  • اجازه دهد کودک بخشی از قوانین بازی را تعیین کند.

این نوع همراهی می‌تواند به کودک پیام مهمی بدهد: «دنیای تو برای من مهم است و من به حرف‌هایت گوش می‌دهم.»

بازی مشترک چگونه رابطه والد و کودک را تقویت می‌کند؟

بازی مشترک فقط برای کودک مفید نیست. برای والد نیز فرصتی فراهم می‌کند تا دنیا را از زاویه دید کودک ببیند.

والد ممکن است هنگام بازی متوجه شود کودک به چه چیزهایی علاقه دارد، چه موقعیت‌هایی او را هیجان‌زده می‌کنند و در چه شرایطی احساس نگرانی یا ناامیدی می‌کند.

یونیسف بازی مشترک را فرصتی برای نزدیک‌تر شدن کودک و مراقب و تقویت ارتباط عاطفی می‌داند.

به همین دلیل، حتی چند دقیقه بازی با توجه کامل می‌تواند ارزش بیشتری از مدت زمان طولانی‌ای داشته باشد که والد هم‌زمان با بازی کودک مشغول تلفن همراه یا کار دیگری است.

چگونه یک محیط مناسب برای بازی عاطفی در خانه ایجاد کنیم؟

برای ایجاد چنین محیطی لازم نیست اتاق بازی بزرگی داشته باشید.

مهم‌تر از اندازه فضا، این است که کودک احساس کند می‌تواند بدون ترس از قضاوت، بازی و خیال‌پردازی کند.

فضای امن و قابل پیش‌بینی ایجاد کنید

کودک باید بداند که در زمان بازی قرار نیست بابت هر اشتباه یا ایده عجیب سرزنش شود.

اسباب‌بازی‌های متنوع اما نه بیش از حد زیاد در اختیار کودک قرار دهید

داشتن تعداد بسیار زیادی اسباب‌بازی همواره به معنای بازی بهتر نیست. چند اسباب‌بازی باز و قابل ترکیب می‌توانند فرصت بیشتری برای خلاقیت ایجاد کنند.

فیگورها، عروسک‌ها، حیوانات، وسایل نقش‌آفرینی و قطعات ساختنی می‌توانند ابزارهای بسیار خوبی برای ساختن داستان باشند.

به کودک اجازه دهید بازی را هدایت کند

اگر هدف ایجاد ارتباط است، لازم نیست والد همیشه کارگردان بازی باشد. گاهی کافی است کودک تصمیم بگیرد چه اتفاقی در داستان رخ دهد.

چند بازی ساده برای تقویت بیان احساسات کودک

بسیاری از فعالیت‌های خانگی نیاز به اسباب‌بازی تخصصی ندارند و می‌توانند به کودک فرصت صحبت درباره احساسات بدهند.

بازی «اگر جای او بودی؟»

یک داستان کوتاه بسازید و از کودک بپرسید اگر جای شخصیت داستان بود، چه احساسی داشت و چه کاری انجام می‌داد.

داستان با فیگورها

چند شخصیت انتخاب کنید و از کودک بخواهید داستانی برای آن‌ها بسازد. لازم نیست داستان از قبل تعیین شده باشد.

بازی احساسات

از کودک بخواهید یک احساس را با چهره یا حرکت نشان دهد و نفر دیگر آن را حدس بزند.

ساختن یک دنیای خیالی

با قطعات ساختنی، فیگورها و وسایل ساده یک شهر، مدرسه، خانه یا سرزمین خیالی بسازید و اجازه دهید کودک داستان آن را تعیین کند.

این نوع فعالیت‌ها «بازی درمانی حرفه‌ای» محسوب نمی‌شوند، اما می‌توانند فرصت مناسبی برای ارتباط، گفت‌وگو، خلاقیت و شناخت بهتر دنیای کودک فراهم کنند.

چه زمانی بازی دیگر فقط یک سرگرمی نیست؟

اگر کودک به شکل مداوم تغییرات قابل توجهی در رفتار، احساسات یا روابط خود نشان دهد، بهتر است مسئله فقط به بازی کردن محدود نشود.

نشانه‌هایی مانند تغییر شدید و مداوم در رفتار، مشکلات قابل توجه در ارتباط با دیگران، ترس یا اضطراب شدید، اختلال جدی در فعالیت‌های روزمره، افت محسوس عملکرد مدرسه، پرخاشگری شدید یا واکنش‌های طولانی‌مدت پس از یک اتفاق دشوار می‌توانند دلایلی برای مشورت با متخصص باشند.

نکته مهم این است که والد نباید خودش بر اساس یک رفتار در بازی برای کودک تشخیص روان‌شناختی تعیین کند.

آکادمی اطفال آمریکا تأکید می‌کند که مشکلات عاطفی و رفتاری قابل توجه در کودکان می‌توانند نیازمند ارزیابی و مداخلات تخصصی باشند و در صورت وجود نگرانی جدی، مراجعه به متخصص اهمیت دارد.

بازی درمانی برای چه مشکلاتی می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد؟

بازی درمانی حرفه‌ای بسته به شرایط کودک می‌تواند در کار با برخی مشکلات عاطفی، رفتاری، ارتباطی و تجربه‌های استرس‌زا مورد استفاده قرار گیرد.

از جمله زمینه‌هایی که ممکن است متخصص در ارزیابی و درمان کودک به آن‌ها توجه کند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • اضطراب و ترس‌های کودک
  • مشکلات سازگاری با تغییرات مهم زندگی
  • برخی مشکلات رفتاری
  • مشکلات ارتباطی و رابطه‌ای
  • تجربه‌های استرس‌زا یا دشوار
  • مشکلات مربوط به تنظیم هیجان
  • برخی مشکلات مرتبط با روابط خانوادگی

اما اینکه بازی درمانی برای یک کودک مشخص مناسب است یا نه، به شرایط فردی او و ارزیابی متخصص بستگی دارد.

تفاوت بازی درمانی با بازی آموزشی چیست؟

این دو مفهوم نباید با یکدیگر اشتباه گرفته شوند.

در بازی آموزشی، هدف اصلی می‌تواند یادگیری یک مفهوم باشد؛ برای مثال آموزش اعداد، رنگ‌ها، حروف، منطق یا حل مسئله.

در بازی درمانی، هدف اصلی به نیازهای عاطفی، رفتاری یا ارتباطی کودک مربوط می‌شود و بازی در یک چارچوب تخصصی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

البته یک بازی می‌تواند هم‌زمان مزایای آموزشی، شناختی و عاطفی داشته باشد، اما هدف و روش استفاده از آن تعیین می‌کند که در چه چارچوبی قرار می‌گیرد.

تفاوت بازی آزاد با بازی درمانی

در مقاله قبلی درباره بازی آزاد (Free Play) صحبت کردیم؛ بازی‌ای که در آن کودک آزادی زیادی برای انتخاب موضوع، وسیله و مسیر بازی دارد.

بازی آزاد یک بخش طبیعی و مهم از رشد کودک است و می‌تواند خلاقیت، تصمیم‌گیری، حل مسئله و مهارت‌های اجتماعی را تقویت کند.

بازی درمانی اما یک مداخله تخصصی است. در آن ممکن است متخصص از بازی آزاد، بازی ساختاریافته، داستان، نقش‌آفرینی یا ابزارهای مختلف استفاده کند؛ اما این فعالیت‌ها در چارچوب یک هدف درمانی انجام می‌شوند.

بنابراین می‌توان گفت:

هر بازی درمانی بازی است، اما هر بازی، بازی درمانی نیست.

آیا اسباب‌بازی خاصی برای بازی درمانی وجود دارد؟

یک فهرست ثابت از «اسباب‌بازی‌های درمانی» که برای همه کودکان مناسب باشد وجود ندارد.

متخصص بر اساس سن، نیاز، هدف درمان و شرایط کودک ممکن است از ابزارهای مختلفی استفاده کند. عروسک‌ها، فیگورها، حیوانات اسباب‌بازی، وسایل نقش‌آفرینی، قطعات ساختنی، ابزارهای هنری و سایر وسایل بازی می‌توانند بسته به شرایط مورد استفاده قرار بگیرند.

بنابراین ارزش یک اسباب‌بازی صرفاً به این نیست که روی بسته‌بندی آن عبارت «درمانی» یا «آموزشی» نوشته شده باشد.

گاهی یک مجموعه ساده از فیگورها می‌تواند برای داستان‌پردازی بسیار مفید باشد و یک مجموعه ساختنی ساده می‌تواند فرصت زیادی برای حل مسئله و خلق داستان فراهم کند.

آیا والدین می‌توانند در خانه بازی درمانی انجام دهند؟

والدین می‌توانند در خانه با کودک بازی کنند و از فواید عاطفی و ارتباطی بازی بهره ببرند، اما نباید فعالیت‌های خانگی را با درمان تخصصی اشتباه گرفت.

اگر کودک مشکل مشخص و قابل توجهی دارد، بهتر است والد به جای تلاش برای تشخیص یا درمان خودسرانه، از متخصص کمک بگیرد.

در خانه، هدف اصلی می‌تواند ایجاد یک رابطه امن، بازی مشترک، گوش دادن به کودک و فراهم کردن فرصت برای بیان احساسات باشد.

همین کارهای ساده می‌توانند ارزش زیادی داشته باشند.

چگونه هنگام بازی با کودک کمتر نقش «معلم» داشته باشیم؟

یکی از اشتباهات رایج این است که حتی هنگام بازی نیز مدام به کودک دستور بدهیم.

«این را اینجا بگذار.»

«این شخصیت نباید این کار را بکند.»

«نه، اینطوری درست نیست.»

«باید این‌طوری بازی کنی.»

گاهی بهتر است این جملات را کنار بگذاریم و اجازه دهیم کودک مسیر بازی را انتخاب کند.

والد می‌تواند به جای دستور دادن، مشاهده و سؤال کردن را امتحان کند:

  • «این شخصیت کیه؟»
  • «اینجا چه اتفاقی افتاده؟»
  • «فکر می‌کنی الان چه حسی داره؟»
  • «بعدش چی می‌شه؟»

این نوع گفت‌وگو به والد کمک می‌کند وارد دنیای کودک شود، بدون اینکه تمام بازی را در اختیار بگیرد.

چرا بازی باید برای کودک لذت‌بخش باشد؟

اگر بازی بیش از حد به فعالیتی آموزشی، دستوری یا درمانی شبیه شود، ممکن است بخشی از جذابیت طبیعی خود را از دست بدهد.

یکی از قدرت‌های اصلی بازی این است که کودک آن را با انگیزه درونی انجام می‌دهد.

کودک بازی می‌کند چون می‌خواهد بازی کند؛ داستان می‌سازد چون از داستان لذت می‌برد؛ سازه می‌سازد چون کنجکاو است ببیند چه چیزی می‌تواند خلق کند.

همین آزادی می‌تواند محیط مناسبی برای یادگیری و تجربه احساسات ایجاد کند.

بازی؛ راهی برای ساختن احساس امنیت

کودک زمانی بهتر می‌تواند احساسات خود را تجربه و بیان کند که احساس امنیت داشته باشد.

بازی مشترک با یک والد یا مراقب قابل اعتماد می‌تواند لحظاتی ایجاد کند که کودک توجه کامل، همراهی و پذیرش را تجربه کند.

در چنین لحظاتی، کودک فقط در حال بازی نیست؛ بلکه در حال تجربه یک رابطه است.

رابطه‌ای که در آن می‌تواند سؤال بپرسد، اشتباه کند، داستان عجیب بسازد، بخندد، ناراحت شود و دوباره به بازی برگردد.

آکادمی اطفال آمریکا بر اهمیت روابط امن، پایدار و حمایتگر برای رشد کودک و نقش بازی در تقویت این روابط تأکید کرده است.

جمع‌بندی؛ بازی فقط سرگرمی نیست

بازی یکی از طبیعی‌ترین روش‌هایی است که کودک از طریق آن جهان اطراف خود را تجربه می‌کند. او هنگام بازی می‌سازد، خراب می‌کند، دوباره امتحان می‌کند، نقش می‌گیرد، داستان می‌سازد، با دیگران ارتباط برقرار می‌کند و احساسات مختلف را تجربه می‌کند.

این فرآیند می‌تواند به رشد عاطفی، اجتماعی، شناختی و حل مسئله کمک کند و رابطه کودک با والدین و مراقبان را نیز تقویت کند. منابع معتبر حوزه کودکان نیز بازی را بخش مهمی از رشد سالم کودک می‌دانند.

در عین حال، باید میان بازی معمولی، بازی حمایتی و بازی درمانی تخصصی تفاوت گذاشت. بازی کردن با کودک می‌تواند بسیار مفید باشد، اما اگر کودک با مشکل جدی یا مداوم عاطفی و رفتاری مواجه است، بازی به تنهایی جایگزین ارزیابی و درمان تخصصی نیست.

شاید یکی از بهترین کارهایی که والدین می‌توانند انجام دهند این باشد که گاهی به جای اینکه به کودک بگویند چگونه بازی کند، فقط کنارش بنشینند و وارد دنیای او شوند.

چند فیگور، چند قطعه ساختنی، یک عروسک یا حتی چند تکه کاغذ می‌توانند شروع یک داستان باشند؛ داستانی که شاید کودک در آن چیزی را بسازد که هنوز نمی‌تواند با کلمات توضیح دهد.

گاهی برای فهمیدن دنیای کودک، لازم نیست بیشتر از او سؤال بپرسیم؛ کافی است کمی بیشتر با او بازی کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید