
تأثیر بازی و اسباببازی بر مهارتهای اجتماعی کودکان؛ از همکاری تا همدلی و حل تعارض

تأثیر بازی و اسباببازی بر مهارتهای اجتماعی کودکان؛ از همکاری تا همدلی و حل تعارض
بازی برای کودکان فقط راهی برای سرگرم شدن و گذراندن اوقات فراغت نیست. بخش قابل توجهی از یادگیریهای مهم دوران کودکی در جریان بازی اتفاق میافتد؛ زمانی که کودک با دیگران ارتباط برقرار میکند، برای رسیدن به یک هدف مشترک همکاری میکند، نوبت خود را رعایت میکند، احساسات دیگران را میشناسد، درباره قوانین مذاکره میکند و حتی یاد میگیرد چگونه یک اختلاف را بدون دعوا و پرخاشگری حل کند.
به همین دلیل، بازی را میتوان یکی از طبیعیترین محیطها برای رشد مهارتهای اجتماعی کودکان دانست. کودک در بازی مجبور نیست یک مفهوم اجتماعی را به شکل تئوری یاد بگیرد؛ بلکه آن را تجربه میکند. وقتی دو کودک برای ساختن یک سازه با بلوکها همکاری میکنند، وقتی چند کودک برای یک بازی قانون تعیین میکنند یا زمانی که در یک بازی فکری درباره نوبت و قوانین به توافق میرسند، در واقع در حال تمرین مهارتهایی هستند که بعدها در مدرسه، خانواده، دوستیها و جامعه به آنها نیاز خواهند داشت.
آکادمی اطفال آمریکا نیز بازی با والدین و همسالان را فرصتی مهم برای رشد مهارتهای اجتماعی-هیجانی، زبان، خودتنظیمی و توانایی حل مسئله میداند. بازی گروهی بهویژه میتواند کودک را با موقعیتهایی روبهرو کند که در آن باید مذاکره، همکاری و حل اختلاف را تجربه کند.
مهارتهای اجتماعی کودکان چیست و چرا اهمیت دارد؟
مهارتهای اجتماعی مجموعهای از تواناییها هستند که به کودک کمک میکنند با دیگران ارتباط مؤثر برقرار کند، احساسات خود و دیگران را بهتر درک کند، در فعالیتهای گروهی مشارکت داشته باشد و در موقعیتهای اجتماعی رفتار مناسبی از خود نشان دهد.
این مهارتها تنها به «خوب صحبت کردن» یا «دوست پیدا کردن» محدود نمیشوند. کودک برای برقراری روابط سالم به مجموعهای از تواناییهای بههمپیوسته نیاز دارد.
- گوش دادن به دیگران
- صحبت کردن و بیان خواستهها
- رعایت نوبت
- اشتراکگذاری
- همکاری برای رسیدن به یک هدف مشترک
- درک احساسات دیگران
- همدلی
- پذیرش قوانین
- مذاکره
- حل اختلاف و تعارض
- کنترل واکنشهای هیجانی
- درخواست کمک در زمان مناسب
- پذیرش شکست و موفقیت
- احترام گذاشتن به تفاوتهای دیگران
بسیاری از این تواناییها از طریق تجربه و تعامل شکل میگیرند؛ به همین دلیل بازی میتواند محیطی بسیار مناسب برای تمرین آنها باشد.

بازی چگونه مهارتهای اجتماعی کودک را تقویت میکند؟
تفاوت مهم بازی با آموزش مستقیم این است که کودک در بازی با یک موقعیت واقعی مواجه میشود. اگر کودک فقط به او گفته شود «باید نوبتت را رعایت کنی»، ممکن است مفهوم را بفهمد اما هنوز فرصت زیادی برای تمرین آن نداشته باشد.
اما در یک بازی نوبتی، کودک واقعاً باید منتظر بماند تا نوبتش برسد. اگر دوستش قانون را رعایت نکند، باید واکنش نشان دهد. اگر هر دو یک وسیله را بخواهند، باید راهی برای حل مسئله پیدا کنند.
در نتیجه، بازی اجتماعی مجموعهای از موقعیتهای کوچک و واقعی ایجاد میکند که کودک در آنها مهارتهای ارتباطی و اجتماعی خود را تمرین میکند.
۱. تقویت مهارت همکاری در کودکان
یکی از مهمترین مهارتهایی که از طریق بازی گروهی تقویت میشود، همکاری است.
در بازیهای مشارکتی، کودک متوجه میشود که گاهی رسیدن به نتیجه مطلوب بدون کمک گرفتن از دیگران امکانپذیر نیست. برای مثال، ممکن است دو یا چند کودک تصمیم بگیرند با قطعات ساختنی یک شهر، قلعه یا مسیر بزرگ بسازند.
در چنین شرایطی هر کودک میتواند بخشی از کار را بر عهده بگیرد. یکی قطعات را انتخاب میکند، دیگری سازه را میسازد و کودک دیگر ایده میدهد. این تجربه ساده، مفاهیمی مانند تقسیم وظایف، هماهنگی، گوش دادن به ایده دیگران و رسیدن به هدف مشترک را به کودک آموزش میدهد.
بازیهای ساختنی، بازیهای گروهی، نقشآفرینی و بسیاری از بازیهای فکری میتوانند چنین فرصتهایی را ایجاد کنند.
در تماس باشید
آیدین توی مرجع تخصصی اسباب بازی
چرا همکاری در بازی مهم است؟
کودکی که همکاری را در محیط امن بازی تمرین میکند، به تدریج متوجه میشود که همیشه لازم نیست خودش به تنهایی همه کارها را انجام دهد. او یاد میگیرد از توانایی دیگران استفاده کند و در مقابل، تواناییهای خودش را نیز در اختیار گروه قرار دهد.
۲. یادگیری رعایت نوبت
«الان نوبت من است!» احتمالاً یکی از آشناترین جملاتی است که در بازی کودکان شنیده میشود.
رعایت نوبت برای کودک مهارتی ساده به نظر نمیرسد. کودک باید بتواند خواسته فوری خود را کنترل کند، منتظر بماند و بپذیرد که شخص دیگری نیز حق استفاده از وسیله یا انجام فعالیت را دارد.
بازیهای رومیزی، بازیهای کارتی، بازیهای حرکتی و حتی فعالیتهای ساده خانوادگی میتوانند فرصت خوبی برای تمرین نوبت باشند.
در بازیهای نوبتی، کودک به شکل عملی یاد میگیرد که:
- باید منتظر نوبت خود بماند.
- دیگران نیز حق بازی کردن دارند.
- قوانین برای همه بازیکنان یکسان است.
- نوبت دیگران به معنی از دست رفتن فرصت او نیست.
این تجربه بعدها در محیطهایی مانند مدرسه، کلاس، ورزش و روابط دوستانه نیز کاربرد پیدا میکند.
۳. نقش بازی در تقویت همدلی کودکان
همدلی یعنی کودک بتواند احساسات و دیدگاه فرد دیگری را درک کند و تا حدی خود را جای او بگذارد.
بازیهای تخیلی و نقشآفرینی در این زمینه اهمیت ویژهای دارند. هنگامی که کودک نقش پزشک، معلم، والد، فروشنده، قهرمان یا شخصیت دیگری را بازی میکند، از زاویهای متفاوت به موقعیت نگاه میکند.
برای مثال، ممکن است کودک در بازی نقش یک پزشک را بر عهده بگیرد و کودک دیگری نقش بیمار را بازی کند. در این فرآیند، کودک با مفاهیمی مانند نگرانی، ترس، مراقبت، کمک کردن و توجه به احساسات فرد دیگر روبهرو میشود.
اسباببازیهایی مانند عروسک، فیگور، حیوانات اسباببازی، ستهای نقشآفرینی و وسایل ساخت محیطهای داستانی میتوانند به شکل طبیعی چنین بازیهایی را ایجاد کنند.
آکادمی اطفال آمریکا نیز به نقش بازیهای تخیلی با شخصیتها و عروسکها در ایجاد داستان، استفاده از زبان برای توصیف احساسات و حمایت از رشد اجتماعی-هیجانی اشاره کرده است.
۴. آموزش اشتراکگذاری از طریق بازی
اشتراکگذاری یکی دیگر از مهارتهایی است که معمولاً به مرور و از طریق تجربه شکل میگیرد.
کودک ممکن است در ابتدا بخواهد تمام وسایل را برای خودش نگه دارد. این رفتار در سنین پایین لزوماً به معنی خودخواه بودن کودک نیست؛ بلکه بخشی از روند طبیعی رشد اوست.
بازی گروهی فرصتهایی ایجاد میکند که کودک بدون نیاز به سخنرانی یا آموزش مستقیم، مفهوم استفاده مشترک را تجربه کند.
برای مثال، دو کودک ممکن است با یک مجموعه ساختنی، یک مسیر ماشین یا یک مجموعه فیگور داستانی بسازند. در این شرایط، استفاده مشترک از وسایل به بخشی از خود بازی تبدیل میشود.

۵. یادگیری مذاکره و رسیدن به توافق
کودکان همیشه درباره همه چیز توافق ندارند. اتفاقاً همین اختلاف نظرها میتوانند فرصت مناسبی برای رشد مهارتهای اجتماعی باشند.
فرض کنید دو کودک میخواهند در یک بازی نقش یک شخصیت خاص را بازی کنند. یکی میگوید «من اول انتخاب میکنم» و دیگری با آن موافق نیست.
آنها میتوانند:
- نوبتی انتخاب کنند.
- برای نقشها قانون تعیین کنند.
- شخصیتهای مشابه یا متفاوت انتخاب کنند.
- قانون جدیدی برای بازی بسازند.
- از یک بزرگسال کمک بگیرند.
در تمام این حالتها، کودک در حال تمرین مذاکره و رسیدن به توافق است.
بازی گروهی از این نظر اهمیت زیادی دارد، زیرا کودکان را با موقعیتهایی روبهرو میکند که در آن یک راهحل واحد و از پیش تعیینشده وجود ندارد.
۶. بازی و آموزش حل تعارض بین کودکان
تعارض بخشی طبیعی از روابط انسانی است و نمیتوان انتظار داشت کودکان همیشه بدون اختلاف بازی کنند.
هدف این نیست که تمام اختلافهای کودکان حذف شود؛ بلکه مهم است کودک به تدریج یاد بگیرد چگونه اختلاف را به شیوهای مناسب مدیریت کند.
برای مثال، اگر دو کودک بر سر یک اسباببازی اختلاف داشته باشند، میتوانند یاد بگیرند به جای هل دادن، گریه کردن یا گرفتن وسیله از دست یکدیگر، درباره آن صحبت کنند و راهحلی پیدا کنند.
والدین هنگام اختلاف کودکان چه کاری انجام دهند؟
والدین لازم نیست برای هر اختلاف کوچک فوراً تصمیم بگیرند که چه کسی درست میگوید. در بسیاری از موقعیتها بهتر است ابتدا به کودکان فرصت داده شود تا راهحل خودشان را پیدا کنند؛ البته زمانی که موقعیت امن است و خطر آسیب وجود ندارد.
والد میتواند با پرسشهایی مانند این موارد کمک کند:
- «فکر میکنید چطور میتوانید هر دو بازی کنید؟»
- «چه راهی هست که برای هر دوتان مناسب باشد؟»
- «اگر نوبتی بازی کنید چه اتفاقی میافتد؟»
- «فکر میکنی دوستت الان چه احساسی دارد؟»
این نوع همراهی به کودک کمک میکند به جای انتظار برای حل تمام مشکلات توسط بزرگسال، خودش در فرآیند حل مسئله مشارکت کند.

۷. تقویت مهارت گفتوگو و گوش دادن
بازی اجتماعی بدون ارتباط کلامی تقریباً غیرممکن است.
کودکان هنگام بازی درباره قوانین صحبت میکنند، نقشها را تعیین میکنند، داستان میسازند، درخواست کمک میکنند، مخالفت خود را بیان میکنند و به حرف دیگران گوش میدهند.
بازیهای نقشآفرینی بهخصوص میتوانند فرصت زیادی برای گفتوگو ایجاد کنند. کودک ممکن است برای یک فیگور داستان بسازد، برای عروسک خود صحبت کند یا با کودک دیگری یک سناریوی مشترک ایجاد کند.
در چنین شرایطی، بازی به محیطی برای تمرین زبان و ارتباط تبدیل میشود.
۸. بازی چگونه خودکنترلی را تقویت میکند؟
یکی از دشوارترین مهارتهای دوران کودکی، کنترل واکنشهای فوری است.
کودک ممکن است هنگام شکست عصبانی شود، هنگام انتظار بیقرار شود یا وقتی چیزی مطابق میلش پیش نمیرود، واکنش شدیدی نشان دهد.
بازی به کودک فرصت میدهد این موقعیتها را بارها و در شرایط نسبتاً امن تجربه کند.
برای مثال، در یک بازی فکری ممکن است کودک ببازد. در یک بازی گروهی ممکن است نوبت او دیر برسد. در یک بازی ساختنی ممکن است سازهای که ساخته فرو بریزد.
هر بار که کودک با این تجربه مواجه میشود و دوباره به بازی برمیگردد، فرصت تمرین صبر، کنترل هیجان و تحمل ناکامی را پیدا میکند.
۹. نقش شکست در رشد مهارتهای اجتماعی
بازی نباید همیشه به برنده شدن کودک ختم شود.
اگر کودک همیشه برنده باشد، ممکن است فرصت کافی برای تجربه احساسات مربوط به شکست، ناامیدی و تلاش دوباره را نداشته باشد. از طرف دیگر، اگر شکست برای او با سرزنش یا تحقیر همراه شود، ممکن است از تجربه بازی فاصله بگیرد.
هدف مناسب این است که کودک یاد بگیرد شکست بخشی از بازی است.
جملاتی مانند «اشکالی ندارد، این بار نشد؛ ببینیم دفعه بعد چه کاری میتوانی متفاوت انجام بدهی» میتوانند نگاه کودک به شکست را تغییر دهند.

۱۰. چه نوع اسباببازیهایی برای تقویت مهارتهای اجتماعی مناسبتر هستند؟
هر اسباببازی الزاماً به یک اندازه برای رشد مهارتهای اجتماعی مناسب نیست. اسباببازیهایی که کودک را به تعامل، گفتوگو، همکاری، نقشآفرینی یا حل مسئله دعوت میکنند، معمولاً فرصت بیشتری برای بازی اجتماعی فراهم میکنند.
اسباببازیهای ساختنی
بلوکها و مجموعههای ساختنی میتوانند برای بازی دو یا چند نفره بسیار مناسب باشند. کودکان میتوانند برای ساخت یک سازه بزرگ برنامهریزی کنند، ایدههای خود را مطرح کنند و وظایف را میان خود تقسیم کنند.
این نوع بازی علاوه بر خلاقیت و حل مسئله، ظرفیت خوبی برای تمرین همکاری دارد.
بازیهای فکری و رومیزی
بازیهای فکری و رومیزی از بهترین محیطها برای تمرین نوبت، رعایت قوانین، مذاکره، صبر، پذیرش نتیجه و تعامل با دیگران هستند.
کودک در این بازیها یاد میگیرد که قوانین فقط برای دیگران نیستند و خودش نیز باید آنها را رعایت کند.
بازیهای نقشآفرینی
عروسکها، فیگورها، شخصیتهای حیوانی و مجموعههای نقشآفرینی میتوانند زمینه ساخت داستانهای مشترک را فراهم کنند.
این نوع بازی به کودک اجازه میدهد موقعیتهای اجتماعی مختلف را بازسازی کند و از زاویه شخصیتهای متفاوت به اتفاقات نگاه کند.
اسباببازیهای حرکتی و گروهی
بازیهای حرکتی نیز فقط برای تخلیه انرژی نیستند. زمانی که چند کودک با یک توپ یا وسیله حرکتی بازی میکنند، باید درباره قوانین، نوبت و نحوه ادامه بازی با یکدیگر هماهنگ شوند.
همین فرآیند میتواند به تقویت همکاری و تعامل اجتماعی کمک کند.

آیا اسباببازی گرانتر، مهارت اجتماعی بیشتری ایجاد میکند؟
خیر. قیمت یا پیچیدگی ظاهری اسباببازی به تنهایی تعیینکننده ارزش رشدی آن نیست.
گاهی یک مجموعه ساده از قطعات ساختنی، چند فیگور یا حتی چند وسیله معمولی میتواند زمینه بسیار خوبی برای بازی مشترک و داستانسازی فراهم کند.
آکادمی اطفال آمریکا نیز تأکید کرده است که اسباببازی خوب لزوماً گران یا مد روز نیست و اسباببازیهایی که تخیل، تعامل و حل مسئله را تحریک میکنند میتوانند انتخاب مناسبی باشند.
در واقع، یکی از ویژگیهای مهم یک اسباببازی مناسب این است که به کودک اجازه دهد کاری با آن انجام دهد، نه اینکه تمام فعالیت را به جای کودک انجام دهد.
اسباببازیهای باز و چندمنظوره چه مزیتی دارند؟
اسباببازیهای باز یا Open-Ended Toys معمولاً کاربرد واحد و کاملاً مشخصی ندارند. کودک میتواند با توجه به تخیل خود روش استفاده از آنها را تغییر دهد.
بلوکها، قطعات ساختنی، فیگورها و بسیاری از وسایل ساده بازی نمونههایی از این گروه هستند.
مزیت چنین اسباببازیهایی این است که دو کودک میتوانند درباره نحوه استفاده از آنها با یکدیگر تصمیم بگیرند و حتی قوانین و داستان بازی را خودشان ایجاد کنند.
در نتیجه، اسباببازی به جای اینکه تمام مسیر بازی را تعیین کند، تبدیل به ابزاری برای تعامل کودکان میشود.
بازی انفرادی یا بازی گروهی؛ کدام بهتر است؟
پاسخ این سؤال «بازی گروهی» به تنهایی نیست.
بازی انفرادی نیز برای رشد کودک ارزشمند است. کودک در بازی مستقل میتواند خلاقیت، استقلال، تمرکز و حل مسئله را تمرین کند.
اما وقتی هدف مشخصاً تقویت مهارتهای اجتماعی باشد، تعامل با والدین، خواهر و برادر یا همسالان اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بنابراین بهتر است کودک فرصت تجربه هر دو نوع بازی را داشته باشد:
- بازی مستقل: برای خلاقیت، استقلال و تمرکز.
- بازی دونفره: برای گفتوگو، نوبت و تعامل مستقیم.
- بازی گروهی: برای همکاری، مذاکره، قوانین و حل تعارض.
- بازی با والدین: برای ارتباط عاطفی، زبان و مشاهده رفتار اجتماعی.
نقش والدین در تقویت مهارتهای اجتماعی از طریق بازی
والدین لازم نیست همیشه نقش مربی را داشته باشند. در بسیاری از مواقع، بهترین کار این است که وارد بازی شوند، با کودک همراه شوند و اجازه دهند خود کودک بخشی از مسیر بازی را تعیین کند.
والد میتواند:
- به ایدههای کودک گوش دهد.
- سؤال بپرسد.
- احساسات شخصیتهای بازی را نامگذاری کند.
- فرصت تصمیمگیری به کودک بدهد.
- به کودک اجازه دهد بخشی از اختلافها را خودش حل کند.
- در صورت نیاز الگوی مناسبی برای گفتوگو و حل تعارض ارائه دهد.
نکته مهم این است که والد نباید تمام بازی را مدیریت کند. هدف، ایجاد فرصت برای تعامل است، نه تبدیل بازی به یک کلاس آموزشی دیگر.

اشتباهاتی که میتوانند فرصت یادگیری اجتماعی را از کودک بگیرند
حل کردن سریع تمام اختلافها
اگر بزرگسال همیشه بلافاصله وارد شود و تصمیم بگیرد چه کسی حق دارد، کودک فرصت تمرین مذاکره و حل مسئله را از دست میدهد.
اصرار بیش از حد به اشتراکگذاری
آموزش اشتراکگذاری مهم است، اما کودک باید بتواند مفهوم مالکیت، نوبت و مرزهای شخصی را نیز به تدریج یاد بگیرد. بهتر است به جای اجبار مداوم، موقعیتهای طبیعی برای اشتراکگذاری و بازی مشترک ایجاد شود.
تبدیل هر بازی به مسابقه
اگر تمام بازیها برنده و بازنده داشته باشند، ممکن است بخشهایی مانند همکاری، داستانسازی و بازی مشترک کمتر مورد توجه قرار بگیرند.
انتخاب اسباببازی صرفاً بر اساس ظاهر
ظاهر جذاب مهم است، اما بهتر است در کنار آن به این موضوع نیز توجه شود که اسباببازی چه نوع تعاملی ایجاد میکند. آیا کودک میتواند با آن داستان بسازد؟ آیا امکان بازی دو یا چند نفره وجود دارد؟ آیا کودک باید فکر کند، تصمیم بگیرد یا با دیگران ارتباط برقرار کند؟
تفاوت بازی آزاد و بازی ساختاریافته در رشد اجتماعی
بازی آزاد و بازی ساختاریافته هر دو میتوانند مفید باشند، اما فرصتهای متفاوتی ایجاد میکنند.
در بازی آزاد، کودکان آزادی بیشتری برای انتخاب قوانین، نقشها و مسیر بازی دارند. بنابراین فرصت خوبی برای مذاکره، خلاقیت و حل اختلاف ایجاد میشود.
در بازی ساختاریافته، قوانین و هدف بازی از قبل مشخصتر است. این نوع بازی میتواند برای تمرین رعایت قانون، نوبت، کنترل هیجان و پذیرش نتیجه مناسب باشد.
ترکیب متعادل هر دو نوع بازی میتواند تجربه متنوعتری برای کودک ایجاد کند.

نقش بازیهای فکری در مهارتهای اجتماعی
بازی فکری فقط برای تقویت هوش و حل مسئله نیست. بسیاری از بازیهای فکری که به صورت دونفره یا گروهی انجام میشوند، فرصت مناسبی برای تمرین مهارتهای اجتماعی نیز ایجاد میکنند.
کودک در چنین بازیهایی باید به رفتار دیگران توجه کند، نوبت خود را رعایت کند، قوانین را بپذیرد، درباره تصمیمهای خود فکر کند و نتیجه را بپذیرد.
برخی بازیها حتی شرایطی ایجاد میکنند که کودکان باید برای رسیدن به یک هدف مشترک با یکدیگر همکاری کنند. این نوع بازیها بهخصوص برای کودکانی که نیاز به تمرین تعامل گروهی دارند، میتوانند جالب باشند.
بازی و مهارت اجتماعی در سنین مختلف
نحوه تعامل اجتماعی کودک با افزایش سن تغییر میکند و انتظار ما از بازی نیز باید متناسب با مرحله رشد او باشد.
کودکان خردسال
در سالهای ابتدایی، ممکن است کودک بیشتر در کنار کودکان دیگر بازی کند تا اینکه واقعاً با آنها بازی مشترک داشته باشد. مشاهده، تقلید، تعامل کوتاه و بازی موازی میتوانند بخشی از این مسیر باشند.
سنین پیشدبستانی
با رشد مهارتهای زبانی و اجتماعی، بازیهای مشارکتی و نقشآفرینی بیشتر میشوند. کودک میتواند درباره نقشها صحبت کند، قوانین ساده ایجاد کند و برای مدت بیشتری با دیگران بازی مشترک داشته باشد.
سنین مدرسه
در سنین مدرسه، بازیهای گروهی پیچیدهتر میشوند و کودکان میتوانند قوانین بیشتری را دنبال کنند، برای اهداف مشترک برنامهریزی کنند و درباره اختلافها مذاکره کنند.
البته سرعت رشد اجتماعی در کودکان یکسان نیست و تفاوتهای فردی کاملاً طبیعی هستند.

چگونه در خانه مهارتهای اجتماعی کودک را با بازی تقویت کنیم؟
برای شروع لازم نیست اسباببازی خاص یا فضای بزرگی داشته باشید. حتی با چند وسیله ساده میتوان بازیهایی طراحی کرد که کودک را به تعامل و همکاری تشویق کنند.
یک پروژه مشترک بسازید
با استفاده از قطعات ساختنی، یک شهر، خانه، پارک یا هر محیط دیگری بسازید. اجازه دهید هر کودک بخشی از پروژه را انتخاب کند.
داستان مشترک بسازید
چند فیگور یا شخصیت انتخاب کنید و از کودکان بخواهید داستانی بسازند که هر کدام در آن نقش داشته باشند.
قوانین یک بازی را با هم طراحی کنید
گاهی به جای استفاده از یک بازی آماده، از کودک بخواهید خودش یک بازی طراحی کند. بعد درباره قوانین آن با یکدیگر گفتوگو کنید.
بازی نوبتی انجام دهید
بازیهایی را انتخاب کنید که نیازمند نوبت باشند و در طول بازی درباره مفهوم انتظار، قانون و نتیجه صحبت کنید.
اختلافهای کوچک را به فرصت یادگیری تبدیل کنید
اگر دو کودک بر سر یک وسیله اختلاف پیدا کردند و شرایط امن است، قبل از مداخله مستقیم از آنها بپرسید چه راهحلی پیشنهاد میکنند.
آیا بازی دیجیتال هم میتواند مهارت اجتماعی ایجاد کند؟
بازی دیجیتال میتواند در برخی شرایط شامل تعامل اجتماعی باشد، اما نباید آن را با تمام تجربههای بازی حضوری یکسان دانست.
وقتی کودکان به شکل حضوری بازی میکنند، بخش زیادی از ارتباط غیرکلامی، زبان بدن، تماس چشمی، نوبتگیری، واکنش به احساسات دیگران و مذاکره به صورت طبیعی اتفاق میافتد.
به همین دلیل، بازیهای حضوری، حرکتی، ساختنی و نقشآفرینی همچنان جایگاه مهمی در تجربه اجتماعی کودک دارند.
آکادمی اطفال آمریکا نیز بر ارزش بازیهای فعال، خلاقانه و تعاملی با اسباببازیهای سنتی تأکید کرده و توصیه میکند استفاده از رسانههای دیجیتال جایگزین تعامل واقعی کودک و مراقب نشود.
آیا کودکی که در بازی اجتماعی ضعیفتر است، مشکل دارد؟
نه لزوماً.
کودکان از نظر خلقوخو، میزان اجتماعی بودن، سرعت رشد زبان و علاقه به بازی گروهی با یکدیگر تفاوت دارند. بعضی کودکان خیلی زود وارد جمع میشوند و بعضی دیگر برای شروع تعامل به زمان بیشتری نیاز دارند.
بهتر است به جای مقایسه کودک با دیگران، فرصتهای کوچک و بدون فشار برای تعامل ایجاد شود.
برای مثال، بازی دونفره با یک کودک آشنا ممکن است برای کودکی که در جمعهای بزرگ راحت نیست، شروع مناسبتری نسبت به یک گروه شلوغ باشد.

از کجا بفهمیم یک اسباببازی برای بازی اجتماعی مناسب است؟
هنگام انتخاب اسباببازی، فقط به سن درجشده روی بستهبندی توجه نکنید. چند سؤال ساده میتواند به انتخاب بهتر کمک کند:
- آیا امکان بازی دو یا چند نفره وجود دارد؟
- آیا کودک میتواند با آن داستان بسازد؟
- آیا اسباببازی نیاز به گفتوگو و همکاری دارد؟
- آیا کودک میتواند قوانین یا روش استفاده را تغییر دهد؟
- آیا اسباببازی به حل مسئله نیاز دارد؟
- آیا میتوان از آن در سناریوهای مختلف استفاده کرد؟
- آیا والد یا همسالان میتوانند به راحتی وارد بازی شوند؟
هرچه پاسخ به این پرسشها مثبتتر باشد، احتمال اینکه اسباببازی فرصت بیشتری برای تعامل ایجاد کند، بالاتر است.
بازی، تمرین زندگی اجتماعی در مقیاس کوچک است
یکی از دلایل اهمیت بازی این است که کودک در آن میتواند بسیاری از موقعیتهای واقعی زندگی را در مقیاسی سادهتر تجربه کند.
او میتواند رهبر یک گروه باشد، شکست بخورد، دوباره تلاش کند، از دوستش کمک بگیرد، با کسی اختلاف پیدا کند، عذرخواهی کند، مذاکره کند، قانون بسازد، قانون را تغییر دهد و حتی گاهی تصمیم بگیرد تنها بازی کند.
این تجربهها شاید در نگاه بزرگسالان ساده به نظر برسند، اما برای کودک فرصتهای واقعی یادگیری هستند.

جمعبندی؛ بهترین اسباببازی برای مهارتهای اجتماعی کدام است؟
هیچ اسباببازی واحدی وجود ندارد که بتوان آن را «بهترین اسباببازی برای مهارتهای اجتماعی» دانست. ارزش یک اسباببازی تا حد زیادی به نحوه استفاده از آن و کیفیت تعامل کودک با دیگران بستگی دارد.
یک مجموعه ساختنی میتواند زمینه همکاری ایجاد کند؛ یک بازی فکری میتواند نوبت و رعایت قانون را تمرین دهد؛ فیگورها و عروسکها میتوانند داستانسازی و همدلی را تقویت کنند و یک بازی حرکتی میتواند کودک را وارد مذاکره و تعامل گروهی کند.
مهمتر از قیمت، برند یا پیچیدگی اسباببازی این است که کودک فرصت بازی واقعی، تعامل، انتخاب، گفتوگو و حل مسئله داشته باشد.
بازی قرار نیست جای آموزش مهارتهای اجتماعی را بگیرد؛ خودِ بازی یکی از طبیعیترین شکلهای تمرین این مهارتهاست. کودک در جریان بازی یاد میگیرد چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند، چگونه همکاری کند، چگونه احساسات خود و دیگران را بهتر بشناسد و چگونه وقتی همه چیز مطابق میلش پیش نمیرود، راهی برای ادامه دادن پیدا کند.
به همین دلیل، انتخاب اسباببازی مناسب بهتر است فقط بر اساس سرگرمکننده بودن آن انجام نشود. اسباببازیهایی که کودک را به تخیل، همکاری، گفتوگو، نقشآفرینی، ساختن، حل مسئله و بازی مشترک دعوت میکنند، میتوانند بخشی ارزشمند از محیط رشد او باشند.