مطالب, شخصیت های گیم

داستان کامل Assassin’s Creed؛ راهنمای شروع، ترتیب بازی‌ها و بهترین نسخه‌ها

داستان کامل Assassin’s Creed؛ راهنمای شروع، ترتیب بازی‌ها و بهترین نسخه‌ها

داستان کامل Assassin’s Creed؛ راهنمای شروع، ترتیب بازی‌ها و بهترین نسخه‌ها

1) مقدمه؛ چرا داستان Assassin’s Creed این‌قدر برای گیمرها جذاب است؟

مجموعه Assassin’s Creed فقط یک سری بازی اکشن یا مخفی‌کاری نیست؛ این فرنچایز برای خیلی از گیمرها ترکیبی از تاریخ، فلسفه، توطئه، هویت، آزادی و قدرت است. همین ترکیب باعث شده که Assassin’s Creed در طول سال‌ها از یک بازی صرف فراتر برود و به یکی از مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین مجموعه‌های دنیای گیم تبدیل شود.

چیزی که Assassin’s Creed را از خیلی از بازی‌های هم‌سبک جدا می‌کند، این است که داستانش فقط درباره کشتن هدف‌ها یا انجام مأموریت‌های مخفیانه نیست. در مرکز این جهان، یک نبرد قدیمی و عمیق وجود دارد:

نبرد میان آزادی و کنترل.

از یک طرف، اساسین‌ها قرار دارند که اعتقاد دارند انسان باید آزاد باشد، حتی اگر این آزادی با آشوب، خطا و انتخاب‌های اشتباه همراه شود. از طرف دیگر، تمپلارها ایستاده‌اند که می‌خواهند با نظم، هدایت و کنترل، دنیا را به سمت صلح ببرند؛ حتی اگر این صلح به قیمت از بین رفتن اراده آزاد انسان تمام شود.

همین تضاد فکری باعث شده داستان Assassin’s Creed فقط یک روایت سطحی از خیر و شر نباشد. در این مجموعه، معمولاً هر دو طرف برای باورهای خود دلیل دارند. به همین خاطر مخاطب فقط با یک دشمن کارتونی یا قهرمان مطلق روبه‌رو نیست، بلکه با جهانی طرف است که در آن مرز میان حقیقت، دروغ، آزادی و قدرت همیشه روشن نیست.

یکی دیگر از دلایل جذابیت بالای داستان این سری، پیوند آن با دوره‌های تاریخی واقعی است. بازی‌های Assassin’s Creed تو را به دلِ برهه‌هایی می‌برند که خودشان به‌تنهایی ظرفیت یک رمان یا فیلم بزرگ را دارند؛ از جنگ‌های صلیبی و رنسانس ایتالیا گرفته تا انقلاب آمریکا، مصر باستان، یونان، وایکینگ‌ها و ژاپن فئودال. این یعنی مخاطب هم‌زمان با تجربه یک داستان تخیلی، احساس می‌کند در حال قدم زدن در دل تاریخ است.

در کنار این فضای تاریخی، سری Assassin’s Creed یک لایه مهم دیگر هم دارد:

لایه علمی-تخیلی و رازآلود.

مفاهیمی مثل Animus، حافظه ژنتیکی، Pieces of Eden و تمدن باستانی Isu باعث می‌شوند داستان بازی فقط در گذشته باقی نماند و به یک جهان پیچیده و چندلایه تبدیل شود. همین ویژگی باعث شده بعضی‌ها Assassin’s Creed را صرفاً یک بازی تاریخی ندانند، بلکه آن را مجموعه‌ای بدانند که تاریخ را با فلسفه و علمی‌تخیلی ترکیب کرده است.

از طرف دیگر، خیلی از بازیکن‌ها وقتی برای اولین بار وارد این مجموعه می‌شوند، با سؤال‌های زیادی روبه‌رو می‌شوند:

داستان اصلی Assassin’s Creed دقیقاً درباره چیست؟

اساسین‌ها چه کسانی هستند؟

آیا این بازی واقعاً از حشاشین الهام گرفته؟

ترتیب درست تجربه بازی‌ها چیست؟

و در نهایت، بهترین نسخه برای شروع کدام است؟

همین سؤال‌ها نشان می‌دهد که Assassin’s Creed فقط یک بازی محبوب نیست، بلکه دنیایی است که برای فهمیدنش باید آن را مرحله‌به‌مرحله شناخت. به‌خصوص چون این فرنچایز در طول سال‌ها بزرگ‌تر شده و هر نسخه، بخشی از یک پازل بزرگ‌تر را کامل کرده است.

در این بررسی قرار است دقیقاً همین مسیر را طی کنیم؛ یعنی هم ریشه و فلسفه داستان Assassin’s Creed را بررسی کنیم، هم ترتیب بازی‌ها و بهترین نسخه‌ها را بشناسیم و هم بفهمیم چرا این مجموعه هنوز هم برای گیمرهای قدیمی و جدید جذاب است. اگر مدت‌هاست می‌خواهی بالاخره دنیای اساسین‌ها را درست و کامل بفهمی، این راهنما می‌تواند همان نقطه شروعی باشد که لازم داشتی.


فیگور Assassin’s Creed موردعلاقه‌ات را همین حالا سفارش بده و کلکسیونت را حرفه‌ای‌تر کن.(برای مشاهده اینجا کلیک کنید)

2) Assassin’s Creed درباره چیست؟ خلاصه‌ای از داستان اصلی مجموعه

اگر بخواهیم داستان اصلی Assassin’s Creed را خیلی خلاصه تعریف کنیم، باید بگوییم این مجموعه درباره نبردی چندصدساله و حتی چندهزارساله بین دو فرقه پنهان است:

Assassins و Templars.

اساسین‌ها مدافع آزادی اراده هستند. آن‌ها باور دارند انسان باید خودش انتخاب کند، حتی اگر انتخابش اشتباه باشد. در مقابل، تمپلارها به نظم، هدایت و کنترل اعتقاد دارند. از نگاه آن‌ها، اگر بشر رها باشد، دنیا همیشه پر از جنگ، هرج‌ومرج و فساد می‌ماند؛ پس برای رسیدن به صلح، باید مردم را کنترل کرد.

این تقابل، هسته اصلی تقریباً تمام داستان‌های Assassin’s Creed را شکل می‌دهد.

اما داستان فقط در گذشته جریان ندارد. یکی از ویژگی‌های مهم این سری، حضور هم‌زمان دو خط زمانی است:

خط زمانی اول: گذشته

در هر بازی، معمولاً بخش اصلی روایت در یک دوره تاریخی خاص اتفاق می‌افتد. بازیکن در نقش یکی از اعضای برادری اساسین یا شخصیت‌هایی نزدیک به این جریان قرار می‌گیرد و وارد ماجراهای سیاسی، تاریخی و مخفیانه آن دوران می‌شود.

برای مثال:

  • در Assassin’s Creed 1 با Altaïr Ibn-La’Ahad در دوران جنگ‌های صلیبی همراه می‌شویم.
  • در Ezio Trilogy وارد ایتالیای رنسانس می‌شویم و داستان Ezio Auditore را دنبال می‌کنیم.
  • در Assassin’s Creed III فضای انقلاب آمریکا را تجربه می‌کنیم.
  • در Black Flag دنیای دزدان دریایی و کارائیب را می‌بینیم.
  • در Origins به مصر باستان و شکل‌گیری ریشه‌های برادری مخفی نزدیک می‌شویم.
  • در Odyssey، Valhalla و Shadows هم مجموعه به سمت دوره‌های تاریخی متفاوت و گسترده‌تر می‌رود.

هر کدام از این روایت‌ها در ظاهر ممکن است داستانی مستقل به نظر برسند، اما در عمق، همگی بخشی از همان درگیری بزرگ میان آزادی و سلطه هستند.

خط زمانی دوم: زمان حال

نقطه اتصال گذشته و حال در دنیای Assassin’s Creed دستگاهی به نام Animus است. این دستگاه به افراد اجازه می‌دهد حافظه ژنتیکی اجدادشان را تجربه کنند.

به زبان ساده، شخصیت‌های امروزی با ورود به Animus می‌توانند زندگی نیاکان خود را در گذشته ببینند و از طریق آن، به رازها، اطلاعات و مکان اشیای قدرتمند دست پیدا کنند.

در نسخه‌های ابتدایی، شخصیت اصلی زمان حال Desmond Miles بود؛ کسی که به‌خاطر تبارش، توانایی دسترسی به خاطرات اجداد مهمی مثل Altaïr و Ezio را داشت. دزموند در واقع پلی بود بین تاریخ و دنیای مدرن، و از طریق او بازیکن می‌فهمید که ماجرای اساسین‌ها فقط متعلق به گذشته نیست، بلکه هنوز هم در دنیای امروز ادامه دارد.

هدف دو فرقه دقیقاً چیست؟

در مرکز این نبرد، اشیای اسرارآمیزی به نام Pieces of Eden قرار دارند؛ آثاری باستانی و بسیار قدرتمند که از تمدنی پیشرفته‌تر از بشر به جا مانده‌اند. این اشیا می‌توانند ذهن انسان‌ها را کنترل کنند، واقعیت را دست‌کاری کنند یا قدرتی فراتر از درک بشر در اختیار صاحبشان بگذارند.

تمپلارها می‌خواهند این ابزارها را برای برقراری نظم جهانی به دست آورند.

اساسین‌ها می‌خواهند مانع این کار شوند تا آزادی انسان‌ها از بین نرود.

به همین دلیل، بسیاری از مأموریت‌ها، ترورها، تعقیب‌ها و توطئه‌هایی که در بازی‌ها می‌بینیم، در ظاهر شخصی یا سیاسی هستند، اما در واقع به این جنگ بزرگ‌تر وصل می‌شوند.

Assassin’s Creed فقط درباره ترور نیست

با اینکه نام مجموعه روی واژه Assassin تأکید دارد، اما داستان آن صرفاً درباره حذف فیزیکی دشمنان نیست. این سری بیشتر درباره این سؤال است که:

  • آیا آزادی مطلق واقعاً به نفع بشر است؟
  • آیا برای رسیدن به صلح، کنترل مردم قابل توجیه است؟
  • چه کسی حق دارد درباره سرنوشت دیگران تصمیم بگیرد؟
  • حقیقت چقدر مطلق است و چقدر وابسته به زاویه دید ماست؟

همین لایه‌های فکری باعث شده Assassin’s Creed در ذهن خیلی از بازیکن‌ها فقط یک بازی اکشن نباشد، بلکه یک مجموعه با هسته فلسفی محسوب شود.

الهام تاریخی، اما نه تاریخِ محض

نکته مهم این است که Assassin’s Creed از تاریخ واقعی الهام می‌گیرد، اما خودش را کاملاً به تاریخ محدود نمی‌کند. طبق منابع عمومی درباره این سری، جهان بازی از Order of Assassins/Hashashin الهام گرفته و همچنین از رمان Alamut اثر Vladimir Bartol نیز تأثیر پذیرفته است؛ اما آنچه در بازی می‌بینیم، بازآفرینی مستقیم تاریخ نیست، بلکه یک داستان تخیلی تاریخی است که واقعیت، افسانه و علمی‌تخیلی را با هم ترکیب می‌کند.

همین موضوع باعث می‌شود هم جذاب‌تر شود و هم لازم باشد میان «الهام تاریخی» و «واقعیت تاریخی» تفاوت قائل شویم.

در نتیجه، اگر بخواهیم خیلی دقیق بگوییم Assassin’s Creed درباره چیست، جواب این است:

این مجموعه درباره جنگی پنهان میان آزادی و کنترل است که در طول تاریخ بشر ادامه داشته؛ جنگی که از دل تمدن‌های باستانی، فرقه‌های مخفی، سیاست، مذهب، قدرت و حافظه عبور می‌کند و در هر نسخه، بخشی تازه از آن آشکار می‌شود.


۳) ریشه تاریخی Assassin’s Creed؛ آیا اساسین‌ها واقعاً وجود داشتند؟

یکی از جذاب‌ترین دلایل محبوبیت مجموعه Assassin’s Creed این است که فقط یک داستان تخیلی ساده نیست؛ بلکه ریشه‌هایش را از تاریخ واقعی گرفته است. وقتی اسم «اساسین» را می‌شنویم، خیلی‌ها فوراً یاد قاتلان مخفی، عملیات‌های بی‌صدا و فرقه‌ای اسرارآمیز می‌افتند. این تصور بی‌دلیل نیست، چون یوبی‌سافت برای ساخت هویت این مجموعه، از گروهی تاریخی الهام گرفته که در منابع مختلف با نام Hashashin یا حشاشین شناخته می‌شوند.

این گروه معمولاً به شاخه‌ای از نزاریان اسماعیلی نسبت داده می‌شود که در قرون میانه، به‌ویژه در ایران و سوریه، فعالیت داشتند. نام حسن صباح و قلعه الموت هم به همین دلیل بارها در بحث‌های مربوط به ریشه‌های Assassin’s Creed تکرار می‌شود. در روایت‌های تاریخی و افسانه‌ای، این گروه به انجام مأموریت‌های هدفمند علیه شخصیت‌های سیاسی و مذهبی مشهور بودند؛ عملیاتی که بیشتر از جنگ‌های بزرگ، بر نفوذ، غافلگیری و حذف هدف‌های کلیدی تکیه داشت. همین ویژگی‌هاست که شباهت عجیبی با هویت گیم‌پلی و جهان‌بینی اساسین‌های بازی دارد.

البته باید یک نکته مهم را روشن کنیم: Assassin’s Creed یک بازسازی تاریخی دقیق از حشاشین نیست. یوبی‌سافت از این گروه بیشتر به‌عنوان الهام اولیه استفاده کرده، نه به‌عنوان نسخه مستند و واقعی. بسیاری از چیزهایی که امروز درباره حشاشین‌ها شنیده می‌شود، با افسانه، روایت‌های دشمنانشان و برداشت‌های اغراق‌آمیز تاریخی درهم آمیخته است. حتی درباره خود واژه «Hashashin» هم میان تاریخ‌نگاران اختلاف نظر وجود دارد و همه بر سر معنای دقیق آن توافق ندارند.

نکته جالب‌تر این است که الهام Assassin’s Creed فقط از تاریخ نیامده، بلکه از ادبیات هم تأثیر گرفته است. بسیاری از تحلیل‌ها اشاره می‌کنند که رمان Alamut اثر ولادیمیر بارتول یکی از منابع مهم الهام این مجموعه بوده؛ رمانی که روی مفاهیمی مثل باور، فرمان‌پذیری، حقیقت، توهم و قدرت ایدئولوژی تمرکز دارد. این همان جایی است که Assassin’s Creed از یک بازی تاریخی فراتر می‌رود و تبدیل به مجموعه‌ای می‌شود که می‌خواهد درباره آزادی، کنترل و حقیقت حرف بزند.

در نتیجه، اگر بخواهیم خیلی دقیق پاسخ بدهیم، باید بگوییم:

بله، ریشه تاریخی اساسین‌ها واقعی است، اما نسخه‌ای که در Assassin’s Creed می‌بینیم، ترکیبی از تاریخ، افسانه، فلسفه و تخیل است. همین ترکیب باعث شده جهان این سری هم باورپذیر باشد و هم رازآلود؛ هم آشنا به نظر برسد و هم پر از لایه‌های پنهان.


۴) حشاشین، حسن صباح و قلعه الموت؛ الهام اصلی یوبی‌سافت از کجا آمد؟

اگر بخواهیم منشأ فکری و تاریخی مجموعه Assassin’s Creed را بهتر بفهمیم، باید به سه نام کلیدی برسیم: حشاشین، حسن صباح و قلعه الموت. این سه عنصر، مهم‌ترین پایه‌هایی هستند که یوبی‌سافت از آن‌ها برای ساخت هویت اولیه اساسین‌ها الهام گرفته است.

در تاریخ، حسن صباح معمولاً به‌عنوان یکی از مهم‌ترین چهره‌های مرتبط با شکل‌گیری دولت نزاری اسماعیلی در ایران شناخته می‌شود. او با تسلط بر قلعه الموت در منطقه البرز، پایگاهی مهم به‌دست آورد که بعدها در روایت‌های تاریخی و افسانه‌ای، به مرکز فرماندهی گروهی مخفی و بسیار منظم تبدیل شد. همین تصویر از یک مرکز کوهستانی دورافتاده، رازآلود و استراتژیک، کاملاً با حال‌وهوایی که در Assassin’s Creed از Brotherhood می‌بینیم هماهنگ است.

قلعه الموت فقط یک مکان تاریخی نیست؛ در ذهن مخاطب مدرن، نماد نوعی قدرت پنهان است. جایی دور از دسترس حکومت‌های بزرگ، اما در عین حال مؤثر بر جریان سیاست و جنگ. این همان ایده‌ای است که در دنیای Assassin’s Creed بارها تکرار می‌شود: گروهی که در سایه‌ها زندگی می‌کند، مستقیم حکومت نمی‌کند، اما روی سرنوشت تاریخ تأثیر می‌گذارد.

از طرف دیگر، شخصیت حسن صباح در فرهنگ عمومی غرب و شرق، به‌مرور به چهره‌ای افسانه‌ای تبدیل شده است؛ شخصیتی که گاهی به‌عنوان یک رهبر سیاسی، گاهی یک متفکر ایدئولوژیک و گاهی یک فرمانده مرموز تصویر می‌شود. یوبی‌سافت هم دقیقاً از همین دوگانگی استفاده کرده: از یک‌سو ریشه‌ای تاریخی به داستان داده و از سوی دیگر، آن را وارد قلمرو افسانه و اسطوره کرده است.

با این حال، باید بین الهام گرفتن و اقتباس مستقیم تفاوت قائل شویم. اساسین‌های بازی، همان حشاشین تاریخی نیستند. آن‌ها نسخه‌ای بازآفرینی‌شده‌اند که برای روایت داستانی گسترده‌تر ساخته شده‌اند؛ داستانی که دیگر فقط درباره ایران قرون وسطی نیست، بلکه درباره نبردی جهانی و چندصدساله میان آزادی و کنترل است. به همین دلیل، یوبی‌سافت عناصر تاریخی مثل مخفی‌کاری، ترور هدفمند، تشکیلات برادری، وفاداری ایدئولوژیک و پایگاه‌های پنهان را از تاریخ گرفته، اما آن‌ها را با مفاهیم علمی-تخیلی و فلسفی ترکیب کرده است.

در واقع، چیزی که Assassin’s Creed را خاص می‌کند این نیست که صرفاً از حسن صباح یا الموت اسم برده؛ بلکه این است که از این عناصر، یک جهان‌بینی کامل ساخته است. جهانی که در آن، اساسین‌ها فقط مبارزانی مخفی نیستند، بلکه نماینده این ایده‌اند که انسان باید حق انتخاب داشته باشد؛ حتی اگر این آزادی، پرهزینه و خطرناک باشد.

به همین دلیل، وقتی از ریشه Assassin’s Creed حرف می‌زنیم، باید آن را ترکیبی از تاریخ ایران، افسانه‌های قرون وسطی، برداشت غرب از حشاشین و بازآفرینی خلاقانه یوبی‌سافت بدانیم. این مجموعه از دل همین ترکیب به وجود آمده و به همین خاطر، هم حس تاریخی دارد و هم هویتی کاملاً سینمایی و مدرن.


۵) اساسین‌ها چه هدفی دارند؟ بررسی Creed و باورهای این فرقه

اگر بخواهیم هسته اصلی داستان Assassin’s Creed را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم همه‌چیز حول یک پرسش می‌چرخد:

آیا انسان باید آزاد باشد، حتی اگر آزادی باعث هرج‌ومرج شود، یا باید برای رسیدن به نظم، بخشی از اختیار خود را واگذار کند؟

اساسین‌ها در این نبرد، نماینده سمت اول هستند؛ یعنی آزادی، اختیار و حق انتخاب انسان.

برخلاف چیزی که از نامشان به نظر می‌رسد، اساسین‌ها فقط یک گروه آدم‌کش یا جنگجوی مخفی نیستند. آن‌ها در جهان این مجموعه، یک فرقه فکری و ایدئولوژیک هستند که باور دارند هیچ قدرتی نباید اراده انسان را به‌طور کامل کنترل کند. به همین دلیل، جنگ آن‌ها فقط با آدم‌ها نیست؛ بلکه با هر سیستمی است که بخواهد حقیقت را انحصاری کند، فکر را محدود کند و آزادی را قربانی نظم کند.

مرکز این جهان‌بینی در جمله معروف آن‌ها خلاصه می‌شود:

“Nothing is true, everything is permitted”

یا در ترجمه رایج:

«هیچ‌چیز حقیقت مطلق نیست، همه‌چیز مجاز است.»

این جمله اگر سطحی دیده شود، ممکن است شبیه دعوت به بی‌قانونی یا آشوب به نظر برسد، اما در واقع معنای فلسفی‌تری دارد. منظور اساسین‌ها این نیست که هر کاری اخلاقاً درست است؛ بلکه می‌گویند آنچه انسان‌ها «حقیقت قطعی» یا «نظم مطلق» می‌نامند، اغلب ساخته قدرت‌ها، حکومت‌ها و ایدئولوژی‌هاست. پس انسان باید خودش ببیند، خودش قضاوت کند و خودش انتخاب کند. این یعنی مسئولیت‌پذیری در برابر آزادی؛ نه فرار از مسئولیت.

به همین دلیل، Creed یا مرام اساسین‌ها فقط یک شعار نیست، بلکه نوعی اصول فکری و رفتاری است. در بسیاری از نسخه‌های بازی می‌بینیم که اعضای برادری باید یاد بگیرند در سایه بمانند، بی‌دلیل خون نریزند، مأموریت را بالاتر از غرور شخصی قرار دهند و از قدرت برای سلطه استفاده نکنند. در واقع، یک اساسین ایده‌آل کسی نیست که فقط خوب مبارزه کند؛ بلکه کسی است که بداند قدرت باید مهار شود و آزادی بدون انضباط، خیلی زود به نابودی خودش منجر می‌شود.

نکته مهم اینجاست که اساسین‌ها هم در این مجموعه همیشه بی‌نقص نیستند. بعضی نسخه‌ها، مخصوصاً در داستان‌های اتزیو، کانر، آرنو یا حتی بازی‌هایی مثل Rogue، نشان می‌دهند که خود اساسین‌ها هم ممکن است دچار خطا، تعصب یا تصمیم‌های اشتباه شوند. همین مسئله باعث می‌شود آن‌ها از یک گروه کاملاً سفید و قهرمان‌گونه فاصله بگیرند و واقعی‌تر به نظر برسند. یوبی‌سافت عمداً آن‌ها را طوری طراحی کرده که بیشتر از آنکه «فرشته نجات» باشند، نماینده یک ایده باشند:

این‌که آزادی ارزش جنگیدن دارد، حتی اگر رسیدن به آن ساده و بی‌هزینه نباشد.

در نتیجه، هدف اصلی اساسین‌ها را می‌توان این‌طور خلاصه کرد:

  • دفاع از اراده آزاد انسان
  • مقابله با کنترل مطلق و سلطه پنهان
  • جلوگیری از سوءاستفاده از دانش، قدرت و آثار باستانی
  • حفظ تعادل در جهانی که همیشه میان آزادی و استبداد در نوسان است

به همین دلیل، اساسین‌ها در طول تاریخ بازی‌ها فقط با یک پادشاه، فرمانده یا دولت خاص نمی‌جنگند؛ آن‌ها با یک طرز فکر می‌جنگند. طرز فکری که می‌گوید مردم باید هدایت شوند، کنترل شوند و اگر لازم شد، برای «خیر بزرگ‌تر» فریب داده شوند. درست در برابر همین نگاه است که Creed اساسین‌ها معنا پیدا می‌کند.


۶) تمپلارها چه کسانی هستند و چرا دشمن اصلی اساسین‌ها محسوب می‌شوند؟

اگر اساسین‌ها نماد آزادی باشند، تمپلارها نماد نظم از طریق کنترل هستند. تمپلارها در دنیای Assassin’s Creed فقط دشمنان فیزیکی یا آنتاگونیست‌های ساده نیستند؛ آن‌ها قطب مقابل یک نبرد فلسفی‌اند که کل مجموعه بر پایه آن شکل گرفته است.

در ظاهر، تمپلارها معمولاً به‌عنوان یک سازمان قدرتمند، ثروتمند و نفوذی معرفی می‌شوند که در سیاست، مذهب، اقتصاد، ارتش و حتی علم حضور دارند. اما چیزی که آن‌ها را خطرناک‌تر از یک دشمن عادی می‌کند، فقط قدرتشان نیست؛ بلکه منطق پشت قدرتشان است. تمپلارها باور دارند انسان‌ها اگر کاملاً آزاد گذاشته شوند، به سمت جنگ، آشوب، فساد و نابودی می‌روند. از نگاه آن‌ها، صلح واقعی فقط زمانی ممکن است که یک نیروی برتر، جوامع را هدایت و کنترل کند.

اینجاست که تضاد اصلی میان آن‌ها و اساسین‌ها شکل می‌گیرد.

اساسین‌ها می‌گویند: انسان باید خودش انتخاب کند، حتی اگر اشتباه کند.

تمپلارها می‌گویند: انسان‌ها بدون هدایت، خودشان و دنیا را نابود می‌کنند.

این تضاد باعث می‌شود تمپلارها در داستان، شخصیت‌هایی یک‌بعدی و صرفاً شرور نباشند. یکی از نقاط قوت Assassin’s Creed همین است که بارها نشان می‌دهد تمپلارها فقط از روی طمع یا خشونت عمل نمی‌کنند؛ خیلی وقت‌ها آن‌ها واقعاً باور دارند که در حال ساختن دنیایی بهتر هستند. از دید خودشان، آزادی بی‌مهار مساوی با هرج‌ومرج است، و اگر برای رسیدن به ثبات لازم باشد حقیقت پنهان شود، مردم فریب بخورند یا اراده‌ها محدود شوند، این کار توجیه‌پذیر است.

به همین دلیل، تمپلارها همیشه به‌دنبال ابزارهایی هستند که بتوانند کنترل گسترده‌تر ایجاد کنند؛ از نفوذ سیاسی و اقتصادی گرفته تا استفاده از Pieces of Eden، آثاری باستانی و فوق‌العاده قدرتمند که می‌توانند ذهن، ادراک یا رفتار انسان‌ها را تحت تأثیر قرار دهند. در دست تمپلارها، این اشیاء فقط یک سلاح نیستند؛ بلکه راهی برای تحقق رؤیای قدیمی‌شان‌اند:

صلح از راه سلطه.

از نظر روایی، تمپلارها دشمن اصلی اساسین‌ها هستند چون مستقیماً همان چیزی را نمایندگی می‌کنند که Creed اساسین با آن مخالف است. اگر اساسین‌ها می‌خواهند انسان‌ها آزاد باشند، تمپلارها می‌خواهند انسان‌ها مدیریت شوند. اگر اساسین‌ها به شک، آگاهی و انتخاب فردی بها می‌دهند، تمپلارها به قطعیت، ساختار و فرمان‌پذیری تکیه می‌کنند.

اما نکته جذاب اینجاست که بازی بارها نشان می‌دهد مرز میان این دو گروه همیشه کاملاً روشن نیست. بعضی تمپلارها منطقی، شریف و حتی قابل‌درک‌اند، و بعضی اساسین‌ها می‌توانند متعصب، خطرناک یا کور باشند. این پیچیدگی است که داستان Assassin’s Creed را از یک جنگ ساده خیر و شر جدا می‌کند. ما با دو ایدئولوژی روبه‌رو هستیم که هر دو می‌خواهند جهان را نجات دهند، اما هرکدام تعریف متفاوتی از نجات دارند.

در یک جمع‌بندی کوتاه، تمپلارها را می‌توان این‌طور تعریف کرد:

  • سازمانی مخفی و قدرتمند با نفوذ جهانی
  • معتقد به نظم، ثبات و صلح از طریق کنترل
  • مخالف آزادی بی‌قید انسان‌ها
  • در جست‌وجوی ابزارهایی برای هدایت یا سلطه بر جوامع
  • دشمن اصلی اساسین‌ها در نبردی که بیشتر از آنکه نظامی باشد، فلسفی و تمدنی است

در نهایت، دلیل اصلی دشمنی این دو گروه ساده اما عمیق است:

اساسین‌ها می‌خواهند انسان آزاد باشد؛ تمپلارها می‌خواهند انسان هدایت شود.

و کل داستان Assassin’s Creed در دل همین تضاد شکل می‌گیرد.

وقتشه یکی از قهرمان‌های افسانه‌ای Assassin’s Creed را به مجموعه‌ات اضافه کنی.

اگر با الطائر، اتزیو، بایک یا دیگر اساسین‌ها خاطره داری، این فیگور می‌تواند بهترین انتخاب برای ویترین یا میز گیمینگت باشد.

فرصت را از دست نده و همین حالا فیگور موردعلاقه‌ات را سفارش بده.(برای مشاهده اینجا کلیک کنید)


۷) خط زمانی Assassin’s Creed؛ داستان بازی‌ها از کجا شروع می‌شود و به کجا می‌رسد؟

یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد مجموعه Assassin’s Creed این است که داستانش در یک بازه تاریخی محدود نمی‌ماند. برخلاف بسیاری از مجموعه‌ها که در یک دوره یا یک نسل خاص روایت می‌شوند، این سری یک خط زمانی چندلایه و چندهزارساله دارد؛ خطی که از دوران تمدن‌های باستانی و حتی پیش از تاریخ شناخته‌شده بشر شروع می‌شود و تا زمان حال ادامه پیدا می‌کند.

برای درک درست این خط زمانی، باید Assassin’s Creed را در دو لایه ببینیم:

لایه اول، روایت تاریخی است؛ یعنی زندگی اجداد، جنگ‌ها، امپراتوری‌ها و دوره‌هایی که بازیکن در آن‌ها بازی می‌کند.

لایه دوم، روایت زمان حال است؛ جایی که شخصیت‌های مدرن با استفاده از فناوری Animus به خاطرات ژنتیکی نیاکان خود دسترسی پیدا می‌کنند. همین ساختار دوگانه باعث می‌شود هر بازی هم یک داستان مستقل تاریخی باشد و هم بخشی از یک روایت بزرگ‌تر.

اگر بخواهیم ریشه این جهان را پیدا کنیم، باید به دوران Isu یا همان «آن‌هایی که قبل از ما آمدند» برگردیم. در اسطوره‌شناسی سری، Isu یک تمدن بسیار پیشرفته بودند که پیش از انسان‌های امروزی بر زمین حکومت می‌کردند. بسیاری از چیزهایی که در افسانه‌ها به عنوان قدرت‌های الهی شناخته شده‌اند، در جهان Assassin’s Creed در واقع ردپای فناوری همین تمدن هستند. مهم‌ترین میراث آن‌ها Pieces of Eden است؛ آثاری فوق‌العاده قدرتمند که می‌توانند ذهن، ادراک و حتی مسیر تاریخ را تحت تأثیر قرار دهند.

پس از نابودی بخش بزرگی از تمدن Isu در یک فاجعه عظیم، انسان‌ها وارث جهانی شدند که بقایای این قدرت‌ها در آن باقی مانده بود. از همین نقطه، بذر همان نبرد اصلی کاشته می‌شود: کنترل یا آزادی. در طول تاریخ، گروه‌هایی به‌دنبال استفاده از این قدرت‌ها برای هدایت و تسلط بر بشر بوده‌اند و گروه‌هایی هم تلاش کرده‌اند مانع چنین سلطه‌ای شوند. این شکاف ایدئولوژیک بعدها در قالب دو جریان اصلی مجموعه، یعنی اساسین‌ها و تمپلارها، شکل روشن‌تری پیدا می‌کند.

در سطح تاریخی، بازی‌ها ما را به دوره‌های بسیار متنوعی می‌برند. طبق ترتیب زمانی درون‌جهانی که در منابع جست‌وجوشده هم به آن اشاره شده، یکی از قدیمی‌ترین نقاط مهم داستان در بازی‌های اصلی، یونان باستان در Assassin’s Creed Odyssey است؛ جایی که ریشه برخی از درگیری‌های فکری و سیاسی این جهان دیده می‌شود. پس از آن، در Assassin’s Creed Origins وارد مصر باستان می‌شویم؛ جایی که شکل‌گیری Hidden Ones، یعنی هسته اولیه برادری اساسین‌ها، اهمیت تعیین‌کننده پیدا می‌کند.

با جلو رفتن در خط زمان، روایت به دوره‌هایی مثل بغداد قرن نهم در Mirage، انگلستان عصر وایکینگ‌ها در Valhalla، جنگ‌های صلیبی در بازی اول، رنسانس ایتالیا در سه‌گانه اتزیو، عصر دزدان دریایی در Black Flag، انقلاب آمریکا در AC III، انقلاب فرانسه در Unity و لندن ویکتوریایی در Syndicate می‌رسد. در هر دوره، ظاهر ماجرا عوض می‌شود، اما هسته درگیری همان است: کشمکش میان کسانی که آزادی انسان را اصل می‌دانند و کسانی که نظم را بالاتر از اختیار فردی می‌گذارند.

نکته مهم این است که این خط زمانی فقط یک زنجیره از دوره‌های تاریخی نیست. آنچه همه این قطعات را به هم وصل می‌کند، روایت مدرن مجموعه است. در بخش زمان حال، شخصیت‌هایی مثل دزموند مایلز و بعدها دیگر چهره‌های معاصر، از طریق Animus به گذشته دسترسی پیدا می‌کنند تا اطلاعات، مکان‌ها یا اشیایی را پیدا کنند که در نبرد امروز به کارشان می‌آید. به همین دلیل، گذشته در Assassin’s Creed فقط برای بازسازی تاریخ نیست؛ گذشته ابزاری برای تغییر حال و آینده است.

اگر بخواهیم خط زمانی این مجموعه را به‌صورت ساده جمع‌بندی کنیم، می‌توان آن را در چند مرحله دید:

  • دوران Isu: خاستگاه فناوری‌های باستانی و آغاز ریشه‌های نبرد فلسفی میان آزادی و کنترل
  • دوران باستان: شکل‌گیری گروه‌ها و ایده‌هایی که بعدها به اساسین‌ها و تمپلارها منتهی می‌شوند
  • قرون میانه تا رنسانس و انقلاب‌ها: تثبیت هویت کلاسیک دو جناح و گسترش نبرد آن‌ها در قلب سیاست و مذهب
  • دوران صنعتی و مدرن: ادامه همان جنگ قدیمی در قالب شرکت‌ها، نهادها، اطلاعات و فناوری
  • زمان حال: استفاده از Animus برای کشف گذشته و تأثیرگذاری بر نبرد معاصر

در نهایت، جذابیت خط زمانی Assassin’s Creed در این است که هر بازی مثل یک فصل از یک تاریخ عظیم عمل می‌کند. شما فقط از شهری به شهر دیگر یا از دوره‌ای به دوره دیگر نمی‌روید؛ بلکه قطعه‌قطعه با جهانی روبه‌رو می‌شوید که در آن اسطوره، تاریخ، فلسفه و توطئه به هم گره خورده‌اند. همین پیوستگی باعث شده که تجربه این مجموعه برای بسیاری از مخاطبان، شبیه کنار هم چیدن یک پازل بزرگ تاریخی باشد.


۸) ترتیب بازی‌های Assassin’s Creed؛ بر اساس تاریخ انتشار یا ترتیب داستانی؟

یکی از پرتکرارترین سؤال‌ها درباره مجموعه Assassin’s Creed این است که:

«بهترین ترتیب برای بازی کردن این سری چیست؟»

پاسخ کوتاه این است که هیچ جواب واحدی برای همه وجود ندارد، چون این موضوع به هدف شما از تجربه مجموعه بستگی دارد. بعضی‌ها می‌خواهند داستان را همان‌طور دنبال کنند که یوبی‌سافت طی سال‌ها برای مخاطب آشکار کرده، و بعضی دیگر ترجیح می‌دهند وقایع جهان بازی را بر اساس ترتیب زمانی تاریخی تجربه کنند.

به‌طور کلی، دو روش اصلی برای ورود به این مجموعه وجود دارد:

ترتیب انتشار و ترتیب داستانی یا زمانی.

بازی کردن بر اساس تاریخ انتشار

در این روش، شما بازی‌ها را به همان ترتیبی تجربه می‌کنید که منتشر شده‌اند. این مدل برای کسانی مناسب‌تر است که می‌خواهند رشد طبیعی مجموعه را ببینند؛ هم از نظر روایت و هم از نظر طراحی بازی.

بر اساس نتایج جست‌وجو، فهرست نسخه‌های اصلی به ترتیب انتشار چنین است:

  1. Assassin’s Creed (2007)
  2. Assassin’s Creed II (2009)
  3. Assassin’s Creed: Brotherhood (2010)
  4. Assassin’s Creed: Revelations (2011)
  5. Assassin’s Creed III (2012)
  6. Assassin’s Creed IV: Black Flag (2013)
  7. Assassin’s Creed Rogue (2014)
  8. Assassin’s Creed Unity (2014)
  9. Assassin’s Creed Syndicate (2015)
  10. Assassin’s Creed Origins (2017)
  11. Assassin’s Creed Odyssey (2018)
  12. Assassin’s Creed Valhalla (2020)
  13. Assassin’s Creed Mirage (2023)
  14. Assassin’s Creed Shadows (2025)

بزرگ‌ترین مزیت این روش آن است که روایت زمان حال را به‌هم‌ریخته تجربه نمی‌کنید. مخصوصاً در نسخه‌های ابتدایی، داستان مدرن سری بخش مهمی از هویت Assassin’s Creed است و اگر بازی‌ها را به ترتیب انتشار پیش ببرید، اتفاقات آن طبیعی‌تر و قابل‌فهم‌تر خواهند بود. علاوه بر این، شما تکامل مکانیک‌ها، طراحی مراحل، مبارزه، پارکور و ساختار جهان را هم قدم‌به‌قدم می‌بینید.

البته این روش یک نقطه‌ضعف هم دارد: از نظر تاریخی، داستان مدام بین دوره‌های مختلف جابه‌جا می‌شود. یعنی ممکن است بعد از یک دوره خاص، ناگهان به چند قرن عقب‌تر یا جلوتر بروید. برای بعضی بازیکن‌ها این مسئله جذاب است، اما برای بعضی دیگر باعث می‌شود درک پیوستگی دنیای درون‌جهانی دشوارتر شود.

بازی کردن بر اساس ترتیب داستانی یا تاریخی

در این روش، شما بازی‌ها را بر اساس دوره تاریخی وقوع وقایع آن‌ها مرتب می‌کنید، نه زمان انتشارشان. این رویکرد برای کسانی جذاب‌تر است که می‌خواهند جهان Assassin’s Creed را مثل یک تاریخ پیوسته دنبال کنند.

بر پایه نتایج جست‌وجوی به‌دست‌آمده، ترتیب کلی بازی‌های اصلی از نظر بازه تاریخی به این شکل است:

  1. Assassin’s Creed Odyssey – یونان باستان، 431 تا 422 پیش از میلاد
  2. Assassin’s Creed Origins – مصر باستان، 49 تا 43 پیش از میلاد
  3. Assassin’s Creed Mirage – بغداد، قرن 9 میلادی
  4. Assassin’s Creed Valhalla – قرن 9 میلادی
  5. Assassin’s Creed – سال 1191 میلادی
  6. Assassin’s Creed II – 1476 تا 1499 میلادی
  7. Assassin’s Creed: Brotherhood – 1500 تا 1507 میلادی
  8. Assassin’s Creed: Revelations – 1511 تا 1512 میلادی
  9. Assassin’s Creed Shadows – ژاپن فئودال، قرن 16 میلادی
  10. Assassin’s Creed IV: Black Flag – 1715 تا 1722 میلادی
  11. Assassin’s Creed Rogue – 1752 تا 1776 میلادی
  12. Assassin’s Creed III – 1754 تا 1783 میلادی
  13. Assassin’s Creed Unity – اواخر قرن 18 میلادی
  14. Assassin’s Creed Syndicate – 1868 میلادی

مزیت اصلی این روش، ایجاد یک تصویر منسجم‌تر از سیر تحول جهان سری است. وقتی بازی‌ها را از یونان و مصر باستان تا دوره‌های متأخر دنبال می‌کنید، بهتر می‌بینید که ایده‌ها، سازمان‌ها و درگیری‌ها چگونه در طول قرن‌ها تغییر شکل داده‌اند. این ترتیب برای کسانی که بیشتر به لور، تاریخ و پیوستگی درون‌جهانی علاقه دارند، معمولاً رضایت‌بخش‌تر است.

اما این روش هم بی‌نقص نیست. مشکل اصلی آن، به‌هم‌ریختگی روایت زمان حال است. چون بازی‌ها در زمان‌های مختلف ساخته شده‌اند، بخش‌های مدرن آن‌ها لزوماً با این ترتیب تاریخی هماهنگ نیست. از طرف دیگر، ممکن است از نظر گیم‌پلی هم تجربه ناهماهنگ شود؛ یعنی یک بازی جدیدتر با سیستم‌های RPG و طراحی مدرن را تجربه کنید و بعد ناگهان به نسخه‌ای قدیمی‌تر با ساختار محدودتر برگردید.

در نهایت کدام ترتیب بهتر است؟

اگر بخواهیم کاربردی جواب بدهیم:

  • اگر برای اولین‌بار وارد این مجموعه می‌شوید و می‌خواهید سری را همان‌طور که ساخته شده تجربه کنید، ترتیب انتشار انتخاب امن‌تر و منطقی‌تری است.
  • اگر بیشتر به جهان داستانی و سیر تاریخی وقایع علاقه دارید، ترتیب داستانی می‌تواند برایتان لذت‌بخش‌تر باشد.
  • اگر هدفتان فقط شناخت بهترین و مهم‌ترین نسخه‌هاست، حتی لازم نیست همه بازی‌ها را پشت سر هم بروید و می‌توانید با چند نقطه ورود خوب شروع کنید.

در عمل، بسیاری از بازیکن‌ها یک راه میانه را ترجیح می‌دهند:

ابتدا با چند نسخه مهم مثل Assassin’s Creed II، Black Flag یا Origins وارد سری می‌شوند، و بعد اگر جذب جهان آن شدند، سراغ بقیه بازی‌ها می‌روند. این روش هم از نظر زمانی به‌صرفه‌تر است و هم اجازه می‌دهد بدون خستگی، با هویت مجموعه آشنا شوید.

در نهایت، پاسخ واقعی این است که بهترین ترتیب، ترتیبی است که با هدف شما هماهنگ باشد. Assassin’s Creed مجموعه‌ای است که هم می‌تواند به‌صورت تکه‌تکه و مستقل لذت‌بخش باشد و هم به‌صورت یک حماسه تاریخی به‌هم‌پیوسته. مهم این است که بدانید دنبال چه نوع تجربه‌ای هستید: تکامل سری، یا پیوستگی جهان داستانی.


۹) بهترین نسخه Assassin’s Creed برای شروع کدام است؟

این سؤال برای بیشتر کسانی که می‌خواهند وارد دنیای Assassin’s Creed شوند، مهم‌ترین سؤال عملی است. سری آن‌قدر بزرگ، چنددوره‌ای و متنوع شده که انتخاب اولین بازی می‌تواند روی کل تجربه شما از این مجموعه اثر بگذارد. واقعیت این است که یک جواب قطعی برای همه وجود ندارد، چون بهترین نقطه شروع به این بستگی دارد که از Assassin’s Creed چه می‌خواهید:

می‌خواهید هویت کلاسیک سری را بشناسید؟

دنبال یک تجربه مدرن‌تر و روان‌تر هستید؟

به تاریخ و لور اهمیت می‌دهید یا به گیم‌پلی و جهان باز؟

با این حال، اگر بخواهیم چند گزینه را به‌عنوان بهترین نقاط شروع معرفی کنیم، بعضی بازی‌ها از بقیه مناسب‌ترند.

Assassin’s Creed II؛ بهترین نقطه شروع برای شناخت روح کلاسیک سری

برای خیلی از طرفداران قدیمی، Assassin’s Creed II هنوز بهترین بازی برای شروع است. دلیلش فقط محبوبیت یا نوستالژی نیست؛ این بازی جایی است که هویت اصلی سری به‌صورت کامل و مؤثر شکل می‌گیرد.

نسخه اول ایده‌های مهمی را معرفی کرد، اما Assassin’s Creed II آن ایده‌ها را پخته‌تر، سرگرم‌کننده‌تر و انسانی‌تر کرد. اینجا شما هم با دنیای اساسین‌ها بهتر آشنا می‌شوید، هم یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های کل مجموعه یعنی اتزیو آدیتوره را می‌شناسید.

داستان کامل Assassin’s Creed؛ راهنمای شروع، ترتیب بازی‌ها و بهترین نسخه‌ها

بزرگ‌ترین مزیت شروع با AC II این است که بازی، شما را به شکل طبیعی وارد جهان سری می‌کند. نه آن‌قدر پیچیده است که تازه‌وارد را پس بزند، نه آن‌قدر از ریشه‌های Assassin’s Creed فاصله گرفته که تصویر اشتباهی از مجموعه بدهد. از نظر داستانی، فضای رنسانس ایتالیا، توطئه‌های سیاسی، پارکور شهری و ساختار کلاسیک مخفی‌کاری، همگی نماینده همان چیزی هستند که خیلی‌ها آن را «جوهره واقعی Assassin’s Creed» می‌دانند.

اگر کسی از شما بپرسد:

«می‌خواهم بفهمم Assassin’s Creed اصلاً چرا محبوب شد»

یکی از بهترین جواب‌ها همین Assassin’s Creed II است.

Assassin’s Creed Origins؛ بهترین شروع برای مخاطب مدرن

اگر بازیکنی هستید که با بازی‌های قدیمی‌تر سخت ارتباط می‌گیرید و ترجیح می‌دهید از یک عنوان مدرن‌تر، نرم‌تر و امروزی‌تر وارد سری شوید، Assassin’s Creed Origins احتمالاً بهترین انتخاب است.

Origins از چند جهت نقطه شروع بسیار خوبی است. اول اینکه از نظر تاریخی، به ریشه‌های شکل‌گیری برادری Hidden Ones می‌پردازد؛ یعنی به‌نوعی با یکی از مهم‌ترین نقاط آغاز هویت اساسین‌ها روبه‌رو هستیم. دوم اینکه از نظر طراحی، بازی بخشی از دوره جدید سری است؛ دوره‌ای که ساختار آن بیشتر به اکشن-RPG نزدیک شده، جهان بزرگ‌تر شده و مبارزات و پیشرفت شخصیت شکل تازه‌ای پیدا کرده‌اند.

برای بازیکن امروز، Origins معمولاً دسترس‌پذیرتر از نسخه‌های کلاسیک است. هم از نظر کنترل و کیفیت فنی، هم از نظر ریتم بازی. ضمن اینکه مصر باستان هم یکی از جذاب‌ترین و متفاوت‌ترین فضاهای کل سری است و می‌تواند خیلی راحت مخاطب تازه‌کار را جذب کند.

اگر بخواهیم کاربردی بگوییم:

  • برای شناخت هویت کلاسیک سری: AC II
  • برای یک ورود مدرن و راحت‌تر: Origins

Black Flag؛ بهترین انتخاب برای کسی که اول از همه دنبال لذت است

Assassin’s Creed IV: Black Flag برای بعضی‌ها شاید بهترین بازی کل مجموعه باشد، اما برای شروع یک نکته مهم دارد: این بازی فوق‌العاده سرگرم‌کننده است، ولی نماینده کامل همه ابعاد سنتی سری نیست.

Black Flag با فضای دزدان دریایی، سفرهای دریایی، نبرد کشتی‌ها و قهرمان جذابش یکی از خوش‌ساخت‌ترین و خوش‌ریتم‌ترین نسخه‌های مجموعه است. اگر کسی هنوز مطمئن نیست که می‌خواهد وارد دنیای Assassin’s Creed بشود یا نه، این بازی می‌تواند خیلی سریع او را جذب کند. اما از طرف دیگر، چون تمرکز آن تا حدی روی ماجراجویی دریایی و آزادی اکتشاف است، ممکن است اولین تصویری که از سری می‌دهد، دقیقاً همان چیزی نباشد که نسخه‌های کلاسیک‌تر نمایندگی می‌کردند.

یعنی Black Flag برای شروع عالی است، اما بیشتر برای کسی که می‌خواهد یک بازی خیلی خوب در این جهان را تجربه کند؛ نه لزوماً کسی که می‌خواهد از همان اول، شمایل سنتی و ایدئولوژیک سری را بشناسد.

آیا از بازی اول شروع کنیم؟

از نظر تئوری، بله؛ چون Assassin’s Creed 1 آغاز رسمی مجموعه است و پایه‌های داستانی مهمی را معرفی می‌کند. اما از نظر عملی، برای همه بهترین انتخاب نیست. بازی اول از لحاظ فضاسازی، اتمسفر، و معرفی نبرد اساسین‌ها و تمپلارها اهمیت تاریخی زیادی دارد، ولی طراحی آن نسبت به استانداردهای امروز قدیمی‌تر و تکراری‌تر حس می‌شود. به همین دلیل، خیلی از تازه‌واردها اگر از همان‌جا شروع کنند، ممکن است به‌جای جذب شدن، خسته شوند.

پس اگر مخاطب صبور و علاقه‌مند به تاریخ بازی‌ها هستید، شروع از نسخه اول می‌تواند ارزشمند باشد. اما اگر هدفتان این است که سریع و مؤثر جذب مجموعه شوید، معمولاً AC II یا Origins انتخاب‌های بهتری هستند.

جمع‌بندی این بخش

اگر بخواهیم یک جواب کوتاه و کاربردی بدهیم:

  • بهترین شروع کلاسیک: Assassin’s Creed II
  • بهترین شروع مدرن: Assassin’s Creed Origins
  • بهترین شروع برای لذت و ماجراجویی: Assassin’s Creed IV: Black Flag
  • بهترین شروع برای کامل‌گرایان: Assassin’s Creed (2007) از نسخه اول

در نتیجه، «بهترین نسخه برای شروع» یک نام ثابت ندارد؛ اما برای بیشتر مخاطبان، انتخاب نهایی معمولاً بین AC II و Origins قرار می‌گیرد. اولی شما را با روح اصلی سری آشنا می‌کند، دومی با فرم امروزی آن.


۱۰) بهترین شخصیت‌های سری و نقش آن‌ها در درک جهان Assassin’s Creed

یکی از مهم‌ترین دلایلی که مجموعه Assassin’s Creed توانسته بیش از یک دهه مخاطبان خود را حفظ کند، شخصیت‌هایی است که هر کدام نماینده بخشی از جهان‌بینی این سری هستند. این بازی‌ها فقط درباره سفر در تاریخ یا انجام مأموریت‌های مخفیانه نیستند؛ در واقع داستان از طریق زندگی و تصمیم‌های شخصیت‌ها معنا پیدا می‌کند. بسیاری از مفاهیم کلیدی مانند آزادی، کنترل، ایمان، قدرت و مسئولیت، از طریق همین شخصیت‌ها برای مخاطب قابل درک می‌شود.

در میان ده‌ها شخصیت مهم این مجموعه، چند نفر نقش بسیار پررنگ‌تری در شکل دادن به هویت جهان Assassin’s Creed داشته‌اند.

الطائر ابن لا احد (Altaïr Ibn-La’Ahad)

الطائر قهرمان اولین بازی Assassin’s Creed است و در واقع یکی از شخصیت‌هایی است که فلسفه برادری اساسین‌ها را از نو تعریف می‌کند. در ابتدای داستان، او یک اساسین مغرور و قانون‌شکن است، اما شکست و تنبیه باعث می‌شود مسیر فکری‌اش تغییر کند. در طول داستان، الطائر شروع به زیر سؤال بردن باورهای کورکورانه می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که شعار اساسین‌ها — «هیچ چیز حقیقت ندارد، همه چیز مجاز است» — به معنای هرج‌ومرج نیست، بلکه به معنای مسئولیت‌پذیری در برابر آزادی است. اصلاحات او در نهایت ساختار برادری اساسین‌ها را برای قرن‌ها تغییر می‌دهد.

اتزیو آدیتوره (Ezio Auditore)

اتزیو بدون تردید یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های کل مجموعه است و سه بازی کامل داستان زندگی او را روایت می‌کنند. او در ابتدا یک جوان اشرافی در فلورانس است که پس از قتل خانواده‌اش وارد مسیر انتقام می‌شود. اما در طول سال‌ها، اتزیو از یک فرد انتقام‌جو به یک رهبر خردمند تبدیل می‌شود.

اهمیت اتزیو در این است که مخاطب از طریق او رشد یک اساسین واقعی را می‌بیند. داستان او نشان می‌دهد که برادری اساسین‌ها فقط یک سازمان مخفی نیست، بلکه یک ایدئولوژی است که نسل به نسل منتقل می‌شود.

ادوارد کنوی (Edward Kenway)

ادوارد، قهرمان Assassin’s Creed IV: Black Flag، در ابتدا حتی یک اساسین هم نیست. او یک دزد دریایی جاه‌طلب است که بیشتر از هر چیز به ثروت و آزادی شخصی اهمیت می‌دهد. اما تجربه‌های او در طول داستان، به‌خصوص مواجهه با پیامدهای تصمیم‌هایش، باعث می‌شود نگاهش به جهان تغییر کند.

ادوارد یکی از شخصیت‌هایی است که نشان می‌دهد چگونه افراد خارج از برادری نیز می‌توانند به تدریج فلسفه اساسین‌ها را درک کنند. داستان او بیشتر از هر چیز درباره مسئولیت در برابر آزادی است.

بایک از سیوا (Bayek of Siwa)

بایک، قهرمان Assassin’s Creed Origins، یکی از مهم‌ترین شخصیت‌ها از نظر تاریخی در جهان این سری است. داستان او در مصر باستان رخ می‌دهد و به شکل‌گیری گروهی به نام Hidden Ones می‌پردازد؛ سازمانی که بعدها به همان برادری اساسین‌ها تبدیل می‌شود.

بایک شخصیتی است که انگیزه‌های شخصی، عدالت‌خواهی و مبارزه با فساد را به یک مأموریت بزرگ‌تر تبدیل می‌کند. از طریق داستان او، مخاطب می‌بیند که چگونه یک تراژدی شخصی می‌تواند به تولد یک ایدئولوژی جهانی منجر شود.

دزموند مایلز (Desmond Miles)

اگرچه بسیاری از بازی‌ها تمرکز اصلی را روی شخصیت‌های تاریخی دارند، اما دزموند یکی از مهم‌ترین ستون‌های داستان کلی مجموعه است. او در زمان حال زندگی می‌کند و با استفاده از دستگاه Animus به خاطرات اجداد خود دسترسی پیدا می‌کند.

دزموند در واقع حلقه اتصال گذشته و حال در این جهان است. بدون او، تمام داستان‌های تاریخی بازی‌ها فقط روایت‌هایی جداگانه بودند. نقش دزموند این است که نشان دهد نبرد اساسین‌ها و تمپلارها فقط مربوط به گذشته نیست؛ این جنگ هنوز هم در دنیای مدرن ادامه دارد.

در کنار این شخصیت‌ها، افراد دیگری مانند کانر کنوی، آرو دوریان، جیکوب و ایوی فرای، کاساندرا، و ایور نیز هر کدام بخش‌هایی از جهان Assassin’s Creed را گسترش می‌دهند. هر کدام از آن‌ها نماینده یک دوره تاریخی، یک نوع نگاه به آزادی، یا یک تجربه متفاوت از زندگی در دنیایی پر از توطئه هستند.

در نهایت، اهمیت این شخصیت‌ها فقط در قهرمان بودنشان نیست. آن‌ها به مخاطب کمک می‌کنند تا بفهمد جهان Assassin’s Creed چگونه کار می‌کند. از طریق زندگی آن‌ها، بازیکن با این سؤال اساسی روبه‌رو می‌شود:

اگر آزادی ارزشمندترین چیز است، تا کجا باید برای آن مبارزه کرد؟


۱۱) چرا Assassin’s Creed فقط یک بازی تاریخی نیست؟

در نگاه اول، ممکن است Assassin’s Creed صرفاً یک مجموعه بازی تاریخی به نظر برسد. هر نسخه در یک دوره متفاوت رخ می‌دهد: از یونان و مصر باستان گرفته تا رنسانس ایتالیا، انقلاب فرانسه یا عصر وایکینگ‌ها. شهرهای واقعی بازسازی شده‌اند، شخصیت‌های تاریخی در داستان حضور دارند و بسیاری از رویدادهای واقعی الهام‌بخش مأموریت‌ها هستند.

اما اگر کمی عمیق‌تر به ساختار این مجموعه نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که Assassin’s Creed در واقع بیش از یک شبیه‌سازی تاریخی است.

اولین دلیل، وجود یک خط داستانی علمی‌تخیلی در قلب این جهان است. فناوری Animus به شخصیت‌های زمان حال اجازه می‌دهد خاطرات ژنتیکی اجداد خود را تجربه کنند. همین مفهوم باعث می‌شود گذشته و حال به یکدیگر متصل شوند. بنابراین بازیکن فقط برای بازدید از تاریخ به گذشته نمی‌رود؛ بلکه برای حل یک مسئله در زمان حال به سراغ آن می‌رود.

دومین عنصر مهم، وجود تمدن باستانی Isu است. در جهان Assassin’s Creed، بسیاری از اسطوره‌ها و افسانه‌های بشری در واقع ریشه در فناوری پیشرفته این تمدن دارند. اشیایی مانند Pieces of Eden می‌توانند ذهن انسان‌ها را کنترل کنند یا واقعیت را تغییر دهند. همین عنصر علمی‌تخیلی باعث می‌شود مرز میان اسطوره، تاریخ و فناوری در این جهان محو شود.

اما شاید مهم‌ترین دلیل این باشد که Assassin’s Creed اساساً درباره یک نبرد فلسفی است، نه فقط یک دوره تاریخی. در قلب تمام داستان‌ها یک سؤال تکرار می‌شود:

آیا انسان‌ها باید کاملاً آزاد باشند، حتی اگر این آزادی به آشوب منجر شود؟

یا اینکه نظم و ثبات مهم‌تر است، حتی اگر به قیمت محدود شدن آزادی فردی تمام شود؟

اساسین‌ها نماینده دیدگاه اول هستند؛ آن‌ها باور دارند انسان باید آزاد باشد تا مسیر خودش را انتخاب کند. در مقابل، تمپلارها معتقدند جهان فقط در صورتی می‌تواند به صلح برسد که یک قدرت مرکزی آن را هدایت و کنترل کند.

همین تضاد ایدئولوژیک است که باعث می‌شود Assassin’s Creed از یک بازی تاریخی ساده فراتر برود. تاریخ در اینجا فقط یک پس‌زمینه نیست؛ بلکه آزمایشگاهی است که در آن این دو دیدگاه در طول قرن‌ها با یکدیگر برخورد می‌کنند.

به همین دلیل، وقتی در Assassin’s Creed در خیابان‌های فلورانس، پاریس یا لندن حرکت می‌کنید، در واقع فقط در حال بازدید از تاریخ نیستید. شما در حال مشاهده چند قرن از یک نبرد فکری هستید که هنوز هم ادامه دارد.


۱۲) جمع‌بندی: اگر بخواهیم جوهره Assassin’s Creed را در یک جمله بگوییم

در طول سال‌ها، مجموعه Assassin’s Creed از یک بازی مخفی‌کاری در دوران جنگ‌های صلیبی به یک جهان گسترده تاریخی-داستانی تبدیل شده است. این سری بازیکنان را به دوره‌های مختلف تاریخ می‌برد، شهرهای مشهور را بازسازی می‌کند و اجازه می‌دهد از زاویه‌ای متفاوت به رویدادهای بزرگ جهان نگاه کنیم.

اما آنچه Assassin’s Creed را از بسیاری از بازی‌های تاریخی دیگر متمایز می‌کند، فقط دقت در بازسازی شهرها یا حضور شخصیت‌های واقعی نیست. هسته واقعی این مجموعه در فلسفه‌ای است که پشت داستان آن قرار دارد.

در تمام بازی‌ها، فارغ از اینکه داستان در کدام قرن یا کدام قاره رخ می‌دهد، یک سؤال اساسی تکرار می‌شود:

انسان‌ها چگونه باید زندگی کنند — آزاد، یا تحت نظم و کنترل؟

اساسین‌ها معتقدند آزادی مهم‌ترین ارزش انسانی است. آن‌ها باور دارند که حتی اگر آزادی خطرناک باشد، باز هم باید از آن محافظت کرد. در مقابل، تمپلارها معتقدند که انسان‌ها بدون هدایت و نظم، به هرج‌ومرج کشیده می‌شوند و بنابراین کنترل برای حفظ صلح ضروری است.

همین تضاد ساده اما عمیق، موتور محرک تمام داستان‌های این مجموعه است. شهرها، شخصیت‌ها و دوره‌های تاریخی تغییر می‌کنند، اما این نبرد فکری همیشه باقی می‌ماند.

اگر بخواهیم جوهره Assassin’s Creed را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت:

Assassin’s Creed داستان نبردی هزارساله بر سر این سؤال است که آزادی انسان تا چه اندازه ارزش دفاع کردن دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *