
تاریخ اسباببازی در ایران؛ از بازیهای ایران باستان تا عروسکها و اسباببازیهای سنتی

تاریخ اسباببازی در ایران؛ از بازیهای ایران باستان تا عروسکها و اسباببازیهای سنتی
وقتی از تاریخ اسباببازی صحبت میکنیم، معمولاً ذهنمان به سمت عروسکهای قدیمی، ماشینهای چوبی، فرفره، توپ، تیله و اسباببازیهای دستساز میرود؛ اما داستان اسباببازی در ایران بسیار قدیمیتر و پیچیدهتر از آن چیزی است که در نگاه اول تصور میکنیم.
وقتی از تاریخ اسباببازی صحبت میکنیم، معمولاً ذهنمان به سمت عروسکهای قدیمی، ماشینهای چوبی، فرفره، توپ، تیله و اسباببازیهای دستساز میرود؛ اما داستان اسباببازی در ایران بسیار قدیمیتر و پیچیدهتر از آن چیزی است که در نگاه اول تصور میکنیم.
در سرزمین ایران، شواهد مربوط به بازی و سرگرمی دستکم به هزارههای پیش از میلاد بازمیگردد. در محوطههای باستانی ایران، از صفحههای بازی و مهرهها گرفته تا تاس و استخوانهای قاپی و پیکرههایی که احتمالاً در اختیار کودکان قرار میگرفتهاند، آثاری کشف شده است.
با این حال، یک نکته مهم وجود دارد: هر شیء کوچک و پیکرهای که در یک محوطه باستانی پیدا میشود الزاماً «اسباببازی» نبوده است. ممکن است یک شیء کاربرد آیینی، مذهبی، تزئینی، محاسباتی یا حتی چند کاربرد همزمان داشته باشد. به همین دلیل، تاریخ اسباببازی در ایران را باید با کمک باستانشناسی، تاریخ هنر، مطالعات مردمشناسی و منابع مکتوب بازسازی کرد.
این احتیاط علمی اتفاقاً جذابیت موضوع را بیشتر میکند؛ زیرا به جای ساختن افسانه درباره «قدیمیترین اسباببازی ایران»، میتوانیم ببینیم کودکان و بزرگسالان در دورههای مختلف تاریخ ایران با چه چیزهایی بازی میکردند، چه ابزارهایی برای بازی میساختند و بازی چه جایگاهی در زندگی اجتماعی ایرانیان داشته است.
آیا در ایران باستان اسباببازی وجود داشت؟
پاسخ کوتاه این است: بله، شواهدی از اشیای مرتبط با بازی و سرگرمی در ایران باستان وجود دارد؛ اما برای همه آنها نمیتوان با اطمینان از واژه «اسباببازی» استفاده کرد.
این تفاوت بسیار مهم است.
ایرانیکا در بررسی بازیهای تختهای ایران پیش از اسلام توضیح میدهد که پژوهش درباره بازیهای باستانی عمدتاً بر پایه یافتههای باستانشناختی، شواهد نوشتاری و تصاویر انجام میشود. بسیاری از وسایل بازی نیز از موادی مانند چوب، پارچه و چرم ساخته میشدند که در طول هزاران سال از بین رفتهاند. از سوی دیگر، برخی بازیها مستقیماً روی زمین یا سطوحی موقتی رسم میشدند و بنابراین ممکن است هیچ ابزار فیزیکی از آنها باقی نمانده باشد.
از طرف دیگر، حتی زمانی که یک صفحه یا مهره پیدا میشود، همیشه نمیتوان با قطعیت گفت که دقیقاً برای بازی استفاده شده است؛ زیرا بعضی از این اشیا ممکن است برای محاسبه یا آیینهای پیشگویی نیز کاربرد داشته باشند.
بنابراین، آنچه امروز از تاریخ بازی در ایران میدانیم، احتمالاً فقط بخش کوچکی از واقعیت گذشته است.
شهر سوخته؛ جایی که یکی از مهمترین شواهد بازی در ایران پیدا شد
یکی از مهمترین نقاط در تاریخ بازی در ایران، شهر سوخته در سیستان است.
شهر سوخته از مهمترین محوطههای عصر مفرغ در شرق ایران به شمار میرود و یافتههای آن تصویر بسیار ارزشمندی از زندگی اجتماعی مردم این منطقه در هزاره سوم پیش از میلاد ارائه میکند.
در این محوطه، نمونهای از یک صفحه بازی معروف به بازی ۲۰ خانه پیدا شده است؛ بازیای که نمونههای مشابه آن در مناطق مختلف خاور نزدیک باستان نیز شناخته شدهاند.
بر اساس بررسی ایرانیکا، نمونه شهر سوخته یکی از قدیمیترین نمونههای شناختهشده این نوع صفحه بازی در سرزمین ایران است. صفحه چوبی دارای آرایش خاصی از خانههاست و طراحی آن با نمونههای قدیمیتر یافتشده در گورستان سلطنتی اور شباهت دارد. در نمونه شهر سوخته، خانههای صفحه با طرح مار تزئین شدهاند.
این کشف فقط یک صفحه چوبی قدیمی نیست.
وجود یک صفحه بازی به همراه مهرهها و ابزارهای تصادفی مانند تاس نشان میدهد که در جامعهای که هزاران سال پیش در سیستان زندگی میکرده، بازیهای دارای قواعد، نوبت، حرکت مهره و عنصر شانس وجود داشتهاند.
بازی ۲۰ خانه چه بود؟
نام «بازی ۲۰ خانه» یک نام توصیفی امروزی است و الزاماً نامی نیست که مردم آن دوره برای بازی به کار میبردند.
این بازی در جهان باستان در مناطقی مانند مصر، بینالنهرین و ایران شناخته شده بود. صفحه بازی دارای مجموعهای از خانهها بود و بازیکنان با مهرههایی که روی آن حرکت میکردند، به رقابت میپرداختند.
در نمونه شهر سوخته، شکل صفحه و ساختار خانهها نشان میدهد که این بازی بخشی از یک سنت گستردهتر بازیهای تختهای در خاور نزدیک باستان بوده است.
برای این بخش، بهترین انتخاب تصویری استفاده از تصویر صفحه بازی در مقاله ایرانیکا است:
مشاهده صفحه بازی شهر سوخته در Encyclopaedia Iranica

این تصویر برای مقاله ارزش زیادی دارد، چون به جای استفاده از یک تصویر بازسازیشده یا عکس عمومی از «بازی باستانی»، مستقیماً به یک منبع علمی درباره یافته باستانشناختی ارجاع میدهد.
تاسهای هزاران ساله؛ وقتی شانس وارد بازی شد
اگر صفحه بازی نشاندهنده ساختار و قوانین بازی باشد، تاس یکی از جذابترین ابزارهایی است که عنصر شانس را وارد بازی میکند.
در یافتههای مرتبط با ایران باستان، انواع مختلفی از ابزارهای تصادفی شناخته شدهاند.
ایرانیکا از تاسهای چهاروجهی، تاسهای چوبی و حتی نمونههایی از استخوانهای قاپی یاد میکند که احتمالاً برای ایجاد نتیجه تصادفی در بازی مورد استفاده قرار میگرفتند. برای نمونه، چهار تاس چوبی چهاروجهی در شهر سوخته همراه با صفحه بازی ۲۰ خانه گزارش شده است.
این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد بازی در ایران باستان صرفاً فعالیتی ساده و بدون ساختار نبوده است.
بازیکن باید با یک نتیجه تصادفی روبهرو میشد، حرکت مهرههایش را بر اساس آن تنظیم میکرد و در کنار شانس، از تصمیمگیری استفاده میکرد.
از این نظر، بعضی از بازیهای باستانی را میتوان اجداد بسیار دور بازیهای رومیزی امروزی دانست؛ هرچند نباید تصور کنیم قوانین آنها دقیقاً همان قوانینی بوده که امروز میشناسیم.
از شهر سوخته تا شوش؛ ایران سرزمین بازیهای تختهای بود
شهر سوخته تنها نقطه مهم در این داستان نیست.
شواهد مربوط به انواع صفحههای بازی از نقاط مختلف ایران گزارش شدهاند؛ از شوش و تپه سیلک گرفته تا مناطق دیگر.
یکی از نمونههای جالب، بازی معروف به بازی ۵۸ سوراخ است.
این بازی دارای دو مسیر متقارن با مجموع ۵۸ سوراخ بود و نمونههایی از آن در نقاط مختلف خاور نزدیک پیدا شده است. ایرانیکا چندین نمونه از این نوع صفحه را در ایران، از جمله نمونههایی از تپه سیلک و شوش، بررسی میکند.
در این بازی، مهرهها یا میخکهایی روی مسیرهای مشخص حرکت میکردند و هدف بازیکنان عبور دادن مهرهها از مسیر و رسیدن به نقطه نهایی بود.
پامروزه ممکن است دیدن یک صفحه پر از سوراخ چندان هیجانانگیز به نظر نرسد؛ اما در دنیای باستان، چنین صفحهای میتوانسته یک سرگرمی پیچیده و اجتماعی باشد.
بازی فقط برای کودکان نبود
یکی از اشتباهات رایج در بررسی تاریخ اسباببازی این است که تمام بازیهای تاریخی را به کودکان نسبت دهیم.
در ایران باستان و ایران اسلامی، بازی لزوماً فعالیتی کودکانه نبود.
بسیاری از بازیهای تختهای برای بزرگسالان نیز جذاب بودند و حتی ممکن بود با آیین، آموزش، رقابت اجتماعی یا شرطبندی ارتباط داشته باشند.
به همین دلیل، در این مقاله بهتر است میان سه مفهوم تفاوت بگذاریم:
اسباببازی: شیئی که عمدتاً برای بازی کودک ساخته یا استفاده میشود.
ابزار بازی: وسیلهای که میتواند برای بازی کودکان یا بزرگسالان استفاده شود.
بازی: فعالیت دارای قواعد، رقابت یا سرگرمی که ممکن است اصلاً به یک «اسباببازی» مستقل نیاز نداشته باشد.
این تفاوت کمک میکند تاریخ اسباببازی ایران را با تاریخ بازی اشتباه نگیریم.
قاپ؛ یکی از قدیمیترین ابزارهای بازی در فرهنگ ایران
یکی دیگر از عناصر جذاب تاریخ بازی در ایران، قاپ یا استخوانهای مفصل حیوانات است.
قاپ در بسیاری از فرهنگهای منطقه برای بازی و تولید نتایج تصادفی مورد استفاده قرار گرفته است.
ایرانیکا در بررسی بازیهای ایران پیش از اسلام، نمونههایی از استخوانهای قاپی مربوط به گوسفند، بز و گاو و حتی نمونههای ساختهشده از برنز را به عنوان ابزارهای تصادفی معرفی میکند.

این نکته از نظر تاریخ اسباببازی اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد یک ماده طبیعی و بسیار ساده میتوانسته به ابزار سرگرمی تبدیل شود.
در واقع، بسیاری از اسباببازیهای سنتی جهان از همین منطق به وجود آمدهاند:
چیزی در محیط اطراف کودک وجود داشته؛ کودک با آن بازی کرده؛ سپس جامعه شکلهای خاصی از بازی را برای آن ایجاد کرده است.
این روند، یکی از مهمترین تفاوتهای اسباببازی سنتی با اسباببازی صنعتی مدرن است.
نرد؛ یکی از مهمترین بازیهای تاریخ ایران
وقتی صحبت از بازی در ایران میشود، نمیتوان از نرد عبور کرد.
تاریخ دقیق پیدایش و تحول نرد همچنان موضوع بحث پژوهشگران است، اما ایرانیکا تأکید میکند که ایران نقش مهمی در تاریخ اولیه این خانواده از بازیهای تختهای داشته است.
حتی شواهد مربوط به محوطه جیرفت نشان میدهد ویژگیهایی از ساختار صفحه بازیهای شبیه نرد در حدود هزاره دوم پیش از میلاد وجود داشته است.
در منابع ایرانی دوره ساسانی نیز داستانهایی درباره نرد و پیوند آن با پادشاهان این دوره دیده میشود.

در یکی از روایتهای مشهور، نرد به اردشیر یکم نسبت داده میشود و در روایت دیگری، بزرگمهر با آن ارتباط پیدا میکند. این داستانها بخشی از سنت ادبی و فرهنگی ایران هستند و نباید بدون تفکیک میان «روایت تاریخی» و «شواهد باستانشناختی» به عنوان اثبات قطعی اختراع بازی تلقی شوند.
با این حال، اهمیت نرد در فرهنگ ایرانی انکارناپذیر است.
این بازی بعدها چنان در فرهنگ ایرانی ریشه گرفت که نام و اصطلاحات آن در زبان فارسی باقی ماند و در دورههای مختلف به یکی از شناختهشدهترین سرگرمیهای رومیزی تبدیل شد.
عروسک ساسانی؛ یکی از جذابترین یافتههای تاریخ اسباببازی ایران
در میان تمام یافتههای مربوط به موضوع اسباببازی، یک اثر از اهمیت ویژهای برخوردار است:
یک عروسک شیشهای ساسانی که در قصر ابونصر در نزدیکی شیراز پیدا شده است.
این اثر اکنون در مجموعه موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری میشود.

موزه آن را یک «Doll» معرفی کرده و تاریخ آن را حدود قرن سوم تا هفتم میلادی تعیین کرده است. این عروسک از شیشه ساخته شده و حدود ۷ سانتیمتر ارتفاع دارد.
اما نکته جالبتر این است که موزه صراحتاً میگوید کارکرد دقیق این عروسک هنوز مشخص نیست و همراه با یک عروسک دیگر به صورت یک جفت پیدا شده است.
پس آیا میتوان آن را اسباببازی کودک دانست؟
با احتیاط.
موزه آن را Doll معرفی کرده، اما خود موزه نیز درباره کارکرد دقیق آن قطعیت ندارد.
و همین موضوع آن را برای یک مقاله علمی بسیار جذاب میکند.
تصویر عروسک ساسانی قصر ابونصر

تصویر رسمی و اطلاعات کامل این اثر در وبسایت موزه متروپولیتن موجود است و موزه وضعیت تصویر را Public Domain اعلام کرده است.
مشاهده عروسک ساسانی در موزه متروپولیتن
این یکی از بهترین تصاویری است که میتوان برای مقاله استفاده کرد.
پیکرههایی که شاید اسباببازی بودهاند
در دوره اسلامی نیز با اشیایی مواجه میشویم که مرز میان «اسباببازی»، «پیکره تزئینی» و «شیء آیینی» را بسیار جالب میکنند.
موزه متروپولیتن مجموعهای از پیکرههای سفالی متعلق به حدود قرنهای ۱۲ و ۱۳ میلادی دارد که نمونههایی از آنها در شوش و گرگان در ایران پیدا شدهاند.
این پیکرهها شخصیتهایی با پوشش و حالتهای مختلف را نشان میدهند؛ برخی نوازندهاند، برخی در حال اجرای فعالیتهای اجتماعی هستند و برخی حتی پیکرهای کوچکتر شبیه کودک یا عروسک را در دست دارند.
پژوهشگران درباره کارکرد این آثار احتمالات مختلفی مطرح کردهاند: اسباببازی کودکان، اشیای تزئینی، هدیههای مناسبتی یا حتی عناصر معماری.
این دقیقاً همان جایی است که باید از ادعاهای قطعی فاصله گرفت.
ما نمیتوانیم صرفاً با دیدن یک پیکره بگوییم «این اسباببازی بوده است».
اما میتوانیم بگوییم:
این آثار از جمله اشیایی هستند که پژوهشگران یکی از کاربردهای احتمالی آنها را اسباببازی میدانند.
تصویر پیکره سفالی دوره اسلامی

مشاهده پیکره سفالی در مجموعه موزه متروپولیتن
موزه متروپولیتن تصویر این اثر را Public Domain اعلام کرده است.
اسب کوچک نیشابور؛ شاید یک اسباببازی کودکانه
یکی از زیباترین نمونهها از این دست، پیکره کوچک اسب از نیشابور است.
این اثر متعلق به قرن نهم میلادی است و از نیشابور به دست آمده است.
موزه متروپولیتن درباره آن مینویسد که این اسب کوچک که زمانی سوارکاری روی آن قرار داشته، ممکن است اسباببازی یک کودک بوده باشد.
این جمله کوتاه اهمیت زیادی دارد:
«ممکن است.»
نه بیشتر.
همین یک نمونه نشان میدهد که در دوره اسلامی ایران، پیکرههای کوچک حیوانات میتوانستند وارد دنیای بازی کودکان شوند.
تصویر اسب کوچک نیشابور

مشاهده تصویر اسب نیشابور در موزه متروپولیتن
تصویر این اثر نیز توسط موزه به صورت Public Domain ارائه شده است.
نیشابور؛ شهری که بازی و اسباببازی در زندگی روزمره آن دیده میشود
نیشابور یکی از مهمترین نقاط برای شناخت زندگی روزمره ایرانیان در دوره اسلامی است.
کاوشهای باستانشناختی انجامشده در نیشابور اشیای بسیار متنوعی را آشکار کردهاند؛ از ظروف و ابزارهای خانگی گرفته تا زیورآلات، وسایل نوشتن، بازیها و اسباببازیها.
موزه متروپولیتن در معرفی مجموعه نیشابور صراحتاً از وجود games and toys در میان یافتههای زندگی روزمره این شهر یاد میکند.
این مسئله بسیار مهم است.
یعنی بازی را نباید چیزی جدا از زندگی روزمره مردم قرون میانه ایران تصور کنیم.
بازی بخشی از زندگی اجتماعی بوده است.
تاس استخوانی نیشابور؛ یک اسباببازی کوچک با داستانی بزرگ
در مجموعه موزه متروپولیتن چندین تاس متعلق به نیشابور وجود دارد.
یکی از نمونهها مربوط به قرنهای ۹ تا ۱۰ میلادی است و از استخوان ساخته شده است. اندازه آن تنها حدود ۹ میلیمتر است. موزه آن را در طبقهبندی Gaming Pieces قرار داده و تصویرش را Public Domain اعلام کرده است.
نمونههای دیگری نیز از نیشابور وجود دارند؛ از جمله تاسهایی از استخوان یا عاج و نمونههایی از جنس جت.
تصویر تاس استخوانی نیشابور

مشاهده تصویر تاس استخوانی نیشابور در موزه متروپولیتن
و یک نمونه دیگر:
مشاهده تاس نیشابور متعلق به قرنهای ۹ و ۱۰ میلادی
این تصاویر برای مقاله بسیار ارزشمندند؛ زیرا خواننده میتواند با یک شیء واقعی و تاریخی روبهرو شود، نه یک تصویر بازسازیشده.
مهرههای بازی نیشابور
علاوه بر تاس، در نیشابور مهرههای بازی نیز کشف شدهاند.
یکی از نمونههای موجود در موزه متروپولیتن، مهرهای سنگی متعلق به حدود قرنهای هشتم تا یازدهم میلادی است که از نیشابور به دست آمده است.
نمونه دیگری نیز یک مهره استخوانی متعلق به قرنهای نهم و دهم میلادی است.
تصاویر مهرههای بازی نیشابور

مهره بازی سنگی نیشابور – موزه متروپولیتن

مهره بازی استخوانی نیشابور – موزه متروپولیتن
این آثار نشان میدهند که مجموعههای بازی در دوره اسلامی ایران میتوانستند از اجزای کوچک و تخصصی تشکیل شوند؛ چیزی بسیار نزدیکتر به مفهوم «بازی رومیزی» امروزی تا یک سرگرمی کاملاً اتفاقی.
از اشیای باستانی تا بازیهای مردمی
تا اینجا بیشتر درباره یافتههای باستانشناسی صحبت کردیم.
اما تاریخ اسباببازی ایران فقط در موزهها و محوطههای باستانی خلاصه نمیشود.
بخش بسیار مهمتر این تاریخ را باید در فرهنگ عامه، روستاها، شهرها، عشایر و بازیهای نسلهای گذشته جستوجو کرد.
در اینجا مفهوم اسباببازی تغییر میکند.
برای یک کودک امروزی، اسباببازی معمولاً محصولی است که در کارخانه طراحی، تولید و بستهبندی شده است.
اما برای کودک ایرانی چند نسل قبل، اسباببازی ممکن بود یک تکه چوب، سنگ، نخ، پارچه، گل، استخوان، گردو، تیله، فرفره یا وسیلهای باشد که خودش یا خانوادهاش ساخته بودند.
به همین دلیل، مرز میان «اسباببازی» و «بازی» در فرهنگ سنتی بسیار باریک بود.
بازیهای سنتی ایرانی؛ وقتی خیابان و حیاط به زمین بازی تبدیل میشدند
منابع مردمشناسی ایران فهرست بسیار گستردهای از بازیهای سنتی را ثبت کردهاند.
دانشنامه ایرانیکا بازیهای ایرانی را در گروههایی مانند بازی کودکان خردسال، بازی کودکان بزرگتر و بزرگسالان، بازیهای آیینی، بازیهای نمایشی و بازیهای فکری دستهبندی میکند.
در میان این بازیها نامهایی مانند:
گرگمبههوا، عمو زنجیرباف، جفتکچارکش، بازیهای ریتمیک کودکان، بازیهای تعقیبوگریز، بازیهای شانسی و بازیهای مهارتی
دیده میشود.
این تنوع نشان میدهد که فرهنگ بازی ایرانی فقط به بازیهای رومیزی محدود نبوده است.
بازی میتوانسته:
- حرکتی باشد؛
- گروهی باشد؛
- رقابتی باشد؛
- داستانمحور باشد؛
- همراه با شعر و آواز باشد؛
- آیینی باشد؛
- فکری باشد؛
- یا صرفاً وسیلهای برای سرگرمی کودکان باشد.
عمو زنجیرباف؛ بازی، شعر و داستان در کنار هم

عمو زنجیرباف نمونه جالبی از بازیهایی است که در آن مرز میان بازی و نمایش از بین میرود.
کودکان در یک صف قرار میگرفتند، دست یکدیگر را میگرفتند و بازی با دیالوگهای آهنگین و حرکات گروهی ادامه پیدا میکرد.
ایرانیکا این بازی را در گروه بازیهای کودکان بزرگتر معرفی میکند و توضیح میدهد که بازیکنان در قالب یک زنجیره انسانی با رهبر بازی وارد گفتوگویی آهنگین میشدند.
این نوع بازیها به کودکان چیزی بیشتر از سرگرمی میدادند:
همکاری، هماهنگی، حفظ ریتم، گفتوگو و مشارکت گروهی.
گرگمبههوا؛ یک بازی بدون اسباببازی

یکی از جالبترین نکات تاریخ بازی این است که بسیاری از بازیهای محبوب ایرانی اصلاً اسباببازی خاصی لازم نداشتند.
گرگمبههوا نمونهای از همین بازیهاست.
یک کودک نقش گرگ را میگرفت و دیگران باید از او فرار میکردند. در برخی نسخهها بازیکنان میتوانستند با قرار گرفتن در یک نقطه امن از گرفتار شدن جلوگیری کنند.
ایرانیکا نسخههای مختلف این بازی را در مناطق مختلف ایران ثبت کرده است.
این موضوع نشان میدهد که برای بازی کردن همیشه به «محصول» نیاز نبوده است.
گاهی بدن، فضا و تخیل کودک خودِ اسباببازی بودند.
قاپبازی، تیلهبازی و فرفره؛ اسباببازیهایی که خودشان ساخته میشدند

در فرهنگ سنتی ایران، بسیاری از وسایل بازی از مواد ساده و در دسترس ساخته میشدند.
قاپ، تیله، فرفره و بادبادک نمونههایی هستند که میتوانند نشان دهند چگونه یک شیء ساده میتوانست به بخشی از فرهنگ بازی تبدیل شود.
این موضوع یک تفاوت اساسی میان فرهنگ اسباببازی سنتی و صنعت اسباببازی مدرن ایجاد میکند.
در فرهنگ صنعتی:
طراحی → تولید → بستهبندی → فروش → بازی
اما در فرهنگ سنتی:
محیط → ساختن → آزمون → بازی → انتقال نسلبهنسل
به همین دلیل، اسباببازی سنتی فقط یک وسیله نبود؛ بلکه بخشی از دانش محلی بود.
عروسکهای محلی ایران؛ اسباببازیهایی که لباس و هویت منطقهای داشتند
اگر بخواهیم یک بخش کاملاً ایرانی به تاریخ اسباببازی اضافه کنیم، باید به عروسکهای محلی برسیم.
عروسکهای سنتی ایران فقط نمونههای کوچک انسان نبودند.
لباس، رنگ، مدل مو، شیوه ساخت و حتی نام آنها میتوانست با فرهنگ منطقهای که در آن ساخته شده بودند ارتباط داشته باشد.
یکی از منابع جالب برای شناخت این میراث، موزه عروسک و اسباببازی کاشان است.
این مجموعه نمونههایی از عروسکها و اسباببازیهای سنتی ایران را گردآوری کرده و در معرفی آن به عروسکهایی از مناطق مختلف کشور و نمونههایی مربوط به دوره قاجار اشاره شده است.
عروسکهای بارانخواه
از نمونههای جالبی که در معرفی این مجموعه آمدهاند، عروسکهای آیینی مرتبط با درخواست باران هستند.
برای مثال:
چولی قزک در شمال ایران

و
بوک بارانه در فرهنگ کردی

با آیینهای بارانخواهی ارتباط داشتهاند.
اینجا دیگر عروسک صرفاً وسیلهای برای سرگرمی نیست.
عروسک تبدیل به بخشی از فرهنگ، آیین، نمایش و حافظه جمعی شده است.
اسباببازی در دوره قاجار
با ورود به دوره قاجار، تصویر ما از اسباببازیها به تدریج ملموستر میشود.
در این دوره، علاوه بر بازیهای سنتی و وسایل دستساز، انواع عروسکها، اسباببازیهای چوبی و اشیای سرگرمی در فرهنگ شهری و خانوادگی حضور داشتند.
اما باید توجه داشت که دسترسی کودکان به اسباببازی یکسان نبود.
نوع اسباببازی میتوانست تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند:
شهر یا روستا، طبقه اجتماعی، جنسیت، وضعیت اقتصادی خانواده، فرهنگ محلی و دسترسی به کالاهای وارداتی
قرار بگیرد.
بنابراین نمیتوان از «اسباببازی ایرانی دوره قاجار» به عنوان یک مجموعه کاملاً یکدست صحبت کرد.
موزه عروسک و اسباببازی کاشان
برای این بخش، صفحه معرفی موزه کاشان منبع تصویری و پژوهشی مفیدی است:
معرفی موزه عروسک و اسباببازی کاشان و مجموعه عروسکهای سنتی ایران
اسباببازیهای سنتی چه چیزی درباره جامعه ایرانی به ما میگویند؟
یکی از جذابترین جنبههای مطالعه اسباببازی این است که اسباببازی فقط درباره کودک اطلاعات نمیدهد؛ درباره جامعهای که آن کودک در آن زندگی میکند نیز اطلاعات میدهد.
اگر یک عروسک لباس یک منطقه خاص را پوشیده باشد، میتواند اطلاعاتی درباره پوشش و زیباییشناسی آن منطقه به ما بدهد.
اگر یک اسباببازی از چوب ساخته شده باشد، میتواند نشان دهد چه مواد اولیهای در دسترس بوده است.
اگر بازی گروهی باشد، میتواند درباره روابط اجتماعی کودکان اطلاعات بدهد.
اگر بازی همراه با شعر باشد، بخشی از زبان و ادبیات شفاهی را حفظ میکند.
و اگر یک بازی آیینی باشد، ممکن است باورها و سنتهای یک جامعه را منتقل کند.
به همین دلیل، تاریخ اسباببازی در واقع بخشی از تاریخ اجتماعی ایران است.
بازیهای سنتی فقط سرگرمی نبودند
دانشنامه ایرانیکا درباره بازیهای ایرانی نشان میدهد که بسیاری از بازیهای سنتی، علاوه بر سرگرمی، با آواز، شعر، حرکت، آیین و انتقال سنتهای اجتماعی همراه بودهاند.
این مسئله در بسیاری از فرهنگهای جهان نیز دیده میشود.
یونسکو نیز در بررسی میراث ناملموس مرتبط با بازیهای سنتی تأکید کرده است که بازیها میتوانند به اجتماعیشدن کودکان، انتقال زبان و سنتهای فرهنگی و آموزش ارزشهای اجتماعی کمک کنند.
بنابراین وقتی از «حفظ بازیهای سنتی» حرف میزنیم، در واقع درباره حفظ بخشی از فرهنگ شفاهی یک جامعه صحبت میکنیم.
نوروز و بازی؛ وقتی جشن به زمین بازی تبدیل میشد
بازی و سرگرمی در فرهنگ ایرانی فقط محدود به زمانهای عادی سال نبود.
جشنها و مناسبتهای سنتی نیز فرصتهایی برای بازی، نمایش و فعالیتهای جمعی فراهم میکردند.
نوروز نمونهای مهم است.
یونسکو در پرونده نوروز به حضور کودکان در فعالیتها و سنتهای نوروزی اشاره میکند و از جمله به تزئین تخممرغهای پخته در برخی مناطق اشاره دارد. همچنین سنتها و بازیهای مختلف در مناطق گوناگون حوزه نوروز با این جشن همراه شدهاند.
این موضوع نشان میدهد که مفهوم «بازی» در فرهنگ ایرانی همیشه جدا از جشن و آیین نبوده است.
چرا بسیاری از اسباببازیهای قدیمی ایران باقی نماندهاند؟
این پرسش بسیار مهم است.
اگر ایرانیان هزاران سال بازی میکردند، چرا آثار بیشتری از اسباببازیهایشان نداریم؟
یکی از پاسخها، جنس مواد اولیه است.
چوب، پارچه، نی، برگ، نخ، چرم و مواد گیاهی بهراحتی در طول صدها یا هزاران سال از بین میروند.
حتی در مورد بازیهای باستانی، ایرانیکا تأکید میکند که بسیاری از مواد مورد استفاده برای ساخت وسایل بازی فسادپذیر بودهاند و همین موضوع باعث شده بخش بزرگی از شواهد از بین برود.
از طرف دیگر، برخی بازیها اصلاً به ابزار دائمی نیاز نداشتند.
کودکان میتوانستند با:
سنگ،
چوب،
خاک،
آب،
طناب،
بدن خودشان،
یا فضای اطرافشان بازی کنند.
چنین بازیهایی تقریباً هیچ اثر باستانشناختی قابل مشاهدهای از خود باقی نمیگذارند.
چرا پیدا کردن «اولین اسباببازی ایران» تقریباً غیرممکن است؟
این شاید مهمترین پرسش علمی مقاله باشد.
اگر کسی بگوید:
«قدیمیترین اسباببازی ایران فلان شیء است»
باید با احتیاط به چنین ادعایی نگاه کنیم.
زیرا برای اثبات اینکه یک شیء «اسباببازی» بوده، باید بدانیم:
چه کسی از آن استفاده میکرد؟
در چه سنی؟
در چه زمینهای؟
آیا برای بازی ساخته شده بود؟
آیا آیینی بوده؟
آیا تزئینی بوده؟
آیا کاربرد چندگانه داشته؟
ایرانیکا نیز دقیقاً به همین مشکل اشاره میکند و توضیح میدهد که تشخیص ابزار بازی از ابزار محاسبه یا اشیای مورد استفاده در پیشگویی در بسیاری از موارد دشوار است.
بنابراین بهتر است به جای «اولین اسباببازی ایران»، از عبارتهایی مانند:
«از نخستین شواهد شناختهشده مرتبط با بازی در ایران»
یا
«یکی از قدیمیترین نمونههای شناختهشده»
استفاده کنیم.
این تفاوت کوچک، مقاله را از یک محتوای عامهپسند به یک مقاله معتبر تبدیل میکند.
از اسباببازی دستساز تا اسباببازی صنعتی
در چند قرن اخیر، مفهوم اسباببازی در ایران به تدریج تغییر کرد.
در فرهنگ سنتی، کودک ممکن بود خودش اسباببازی را بسازد یا خانواده آن را تولید کند.
اما با رشد شهرنشینی، تجارت، تولید صنعتی و ورود کالاهای جدید، اسباببازی از یک شیء محلی و دستساز به یک کالای تولیدشده و تجاری تبدیل شد.
در قرن بیستم، این تحول سرعت بیشتری گرفت.
عروسکهای کارخانهای، ماشینهای اسباببازی، بازیهای رومیزی، وسایل ساختنی و بعدها اسباببازیهای الکترونیکی وارد زندگی کودکان شدند.
در نتیجه، رابطه کودک با اسباببازی نیز تغییر کرد.
اسباببازی دیگر الزاماً چیزی نبود که کودک یا خانواده بسازد؛ بلکه محصولی آماده بود که برای سرگرمی، آموزش یا تخیل طراحی شده بود.
اما بازی سنتی از بین نرفت
ورود اسباببازیهای صنعتی به معنای نابودی کامل بازیهای سنتی نبود.
بسیاری از بازیها برای نسلهای مختلف ادامه پیدا کردند.
بعضی از آنها تغییر نام دادند.
بعضی قوانین متفاوتی پیدا کردند.
بعضی از بازیها از یک منطقه به منطقه دیگر منتقل شدند.
و برخی نیز تقریباً از حافظه عمومی کنار رفتند.
ایرانیکا در بررسی بازیهای ایرانی نیز به کاهش علاقه به بازیهای سنتی در اثر گسترش سرگرمیهای مدرن، تلویزیون و ورزشهای جدید اشاره میکند.
امروز بازیهای رایانهای، تلفنهای هوشمند و سرگرمیهای دیجیتال بخش بزرگی از زمان آزاد کودکان را به خود اختصاص دادهاند.
اما این به معنای بیارزش شدن بازیهای سنتی نیست.
اتفاقاً ارزش تاریخی آنها بیشتر شده است.
چرا باید اسباببازیهای سنتی ایران را حفظ کنیم؟
زیرا اسباببازیها بخشی از حافظه کودکی یک ملت هستند.
یک عروسک پارچهای ممکن است فقط چند تکه پارچه و نخ به نظر برسد؛ اما میتواند اطلاعاتی درباره پوشش، هنر محلی و زندگی اجتماعی یک منطقه در خود داشته باشد.
یک فرفره ساده میتواند بخشی از خاطره چند نسل باشد.
یک بازی گروهی میتواند واژهها، شعرها و قواعدی را حفظ کرده باشد که در هیچ کتاب رسمی ثبت نشدهاند.
و یک صفحه بازی باستانی میتواند نشان دهد که هزاران سال پیش مردم این سرزمین چگونه اوقات فراغت خود را میگذراندند.
از شهر سوخته تا نیشابور؛ یک خط تاریخی طولانی
اگر بخواهیم داستان را در یک مسیر زمانی خلاصه کنیم، تصویر بسیار جالبی شکل میگیرد.
در هزارههای پیش از میلاد، در محوطههایی مانند شهر سوخته، شواهدی از بازیهای تختهای و ابزارهای مرتبط با آن دیده میشود.
در دورههای بعدی، نمونههای مختلفی از صفحههای بازی، مهرهها و ابزارهای تصادفی در نقاط مختلف ایران شناخته شدهاند.
در دوره ساسانی، یک عروسک شیشهای از قصر ابونصر در نزدیکی شیراز باقی مانده که امروز در موزه متروپولیتن نگهداری میشود؛ هرچند کارکرد دقیق آن همچنان ناشناخته است.
در دوره اسلامی، نیشابور مجموعهای از شواهد مربوط به بازی و سرگرمی در زندگی روزمره را در خود جای داده است؛ از تاس و مهره بازی گرفته تا پیکرههایی که ممکن است اسباببازی بوده باشند.
و در دورههای متأخر، بازیهای محلی، عروسکهای سنتی و اسباببازیهای دستساز در مناطق مختلف ایران ادامه پیدا کردند.
این یعنی تاریخ اسباببازی ایران یک داستان چند هزار ساله و پیوسته است؛ البته نه به شکل یک خط مستقیم، بلکه به صورت مجموعهای از سنتهای مختلف که در دورهها و مناطق گوناگون شکل گرفتهاند.
اسباببازی ایرانی چه تفاوتی با اسباببازی امروز دارد؟
مهمترین تفاوت شاید در مفهوم «ساخت» باشد.
اسباببازی سنتی اغلب با زندگی واقعی کودک ارتباط نزدیکی داشت.
کودک چیزی را میساخت، تغییر میداد و دوباره استفاده میکرد.
در مقابل، اسباببازی مدرن معمولاً محصولی است که پیشاپیش طراحی شده و کودک باید با امکاناتی که طراح برای آن در نظر گرفته بازی کند.
البته این به معنی بهتر بودن یکی و بدتر بودن دیگری نیست.
هرکدام محصول شرایط تاریخی خود هستند.
اسباببازی سنتی بیشتر با محیط، تخیل، ساختن و مشارکت اجتماعی پیوند داشت.
اسباببازی مدرن نیز میتواند امکانات بسیار گستردهای برای آموزش، ساختوساز، داستانپردازی، حل مسئله و بازی گروهی فراهم کند.
تاریخ اسباببازی ایران در واقع تاریخ کودکی است
اگر از زاویهای عمیقتر به موضوع نگاه کنیم، متوجه میشویم که پرسش اصلی فقط این نیست که:
«کودکان ایرانی با چه اسباببازیهایی بازی میکردند؟»
پرسش بزرگتر این است:
کودک بودن در ایرانِ هزار سال پیش چه معنایی داشت؟
چه چیزی باعث خنده کودک میشد؟
چه بازیهایی او را با دوستانش همراه میکرد؟
چه چیزی به او رقابت، همکاری، تخیل یا مهارت یاد میداد؟
چه چیزی از والدین به فرزندان منتقل میشد؟
و چه بخشی از فرهنگ جامعه از طریق بازی به نسل بعد منتقل میشد؟
از این زاویه، یک عروسک کوچک یا یک تاس استخوانی دیگر یک شیء ساده نیست.
آنها قطعات کوچکی از تاریخ زندگی انسان هستند.
میراثی که از کودکی به جا مانده است
تاریخ اسباببازی در ایران، داستانی درباره اشیای کوچک اما معناهای بزرگ است.
از صفحه بازی شهر سوخته که هزاران سال پیش برای بازی استفاده میشده، تا تاسهای کوچک نیشابور؛ از عروسک شیشهای ساسانی قصر ابونصر تا پیکرههای سفالی دوره اسلامی؛ و از عروسکهای محلی تا بازیهای گروهی که در کوچهها و حیاطهای خانهها انجام میشدند، همه یک نکته مشترک دارند:
بازی همیشه بخشی از زندگی انسان بوده است.
اسباببازیها ممکن است تغییر کرده باشند، مواد اولیهشان عوض شده باشد و فناوری آنها از چوب و استخوان به پلاستیک، فلز و مدارهای الکترونیکی رسیده باشد؛ اما نیاز انسان به بازی، تخیل، رقابت و ساختن داستان همچنان باقی مانده است.
شاید به همین دلیل است که وقتی امروز یک کودک با یک عروسک، ماشین، فیگور یا بازی فکری سرگرم میشود، در واقع کاری انجام میدهد که انسانها هزاران سال پیش نیز انجام میدادند:
دنیای اطرافشان را به بخشی از دنیای بازی تبدیل میکردند.
و این، شاید زیباترین فصل تاریخ اسباببازی باشد.
مهمترین آثار و تصاویر تاریخی پیشنهادی برای استفاده در این مقاله
برای اینکه مقاله آیدین توی از نظر تصویری هم واقعاً در سطح یک مقاله مرجع باشد، بهتر است تصاویر را تا حد امکان از موزهها و منابع رسمی انتخاب کنیم و زیر هر تصویر نام اثر، تاریخ، محل کشف و منبع را درج کنیم.
۱. عروسک شیشهای ساسانی قصر ابونصر
دوره: ساسانی، حدود قرن سوم تا هفتم میلادی
محل کشف: قصر ابونصر، نزدیک شیراز
جنس: شیشه
صفحه رسمی اثر در The Metropolitan Museum of Art
۲. صفحه بازی شهر سوخته
دوره: عصر مفرغ
محل: شهر سوخته، سیستان
نوع: بازی ۲۰ خانه
منبع علمی صفحه بازی شهر سوخته در Encyclopaedia Iranica
۳. اسب کوچک نیشابور
دوره: قرن نهم میلادی
محل کشف: نیشابور
جنس: سفال
کاربرد احتمالی: اسباببازی کودک
صفحه رسمی اثر در The Metropolitan Museum of Art
۴. تاس استخوانی نیشابور
دوره: قرنهای نهم تا دهم میلادی
محل کشف: نیشابور
جنس: استخوان
۵. مهره بازی سنگی نیشابور
دوره: قرنهای هشتم تا یازدهم میلادی
محل کشف: نیشابور
جنس: سنگ
اطلاعات رسمی مهره بازی نیشابور
۶. پیکره سفالی دوره اسلامی
دوره: قرنهای دوازدهم تا سیزدهم میلادی
محلهای کشف نمونههای مشابه: شوش و گرگان
کاربرد احتمالی: اسباببازی، شیء تزئینی یا کاربردهای دیگر
پیکره سفالی در The Metropolitan Museum of Art
۷. موزه عروسک و اسباببازی کاشان
برای بخش اسباببازیها و عروسکهای سنتی ایران:
معرفی موزه عروسک و اسباببازی کاشان
جمعبندی نهایی
اگر بخواهیم در یک جمله پاسخ دهیم که آیا اسباببازی در تاریخ ایران موضوع مهم و قابل مقالهنویسی است؟
پاسخ قطعاً مثبت است.
اما ارزش واقعی این موضوع در این نیست که بگوییم «ایرانیان باستان اسباببازی داشتند».
ارزش واقعی آن در این است که بتوانیم نشان دهیم فرهنگ بازی در ایران سابقهای بسیار طولانی دارد و ردپای آن را میتوان از بازیهای تختهای عصر مفرغ و تاسهای باستانی تا عروسکهای ساسانی، بازیهای نیشابور و عروسکها و بازیهای سنتی مناطق مختلف ایران دنبال کرد.
و مهمتر از همه، این تاریخ فقط تاریخ چند شیء قدیمی نیست؛ تاریخ کودکی، خانواده، فرهنگ عامه، هنر، تخیل و زندگی اجتماعی ایرانیان است.
برای همین، این موضوع میتواند یکی از مقالات شاخص و همیشهسبز آیدین توی باشد؛ مقالهای که بهجای بازنویسی مطالب تکراری وب فارسی، بین باستانشناسی، تاریخ ایران، فرهنگ عامه و تاریخ اسباببازی پل میزند.