آموزشی

آیا اسباب‌بازی فقط برای کودکان است؟ نگاهی به دنیای بازی و اسباب‌بازی برای بزرگسالان

آیا اسباب‌بازی فقط برای کودکان است؟ نگاهی به دنیای بازی و اسباب‌بازی برای بزرگسالان

آیا اسباب‌بازی فقط برای کودکان است؟ نگاهی به دنیای بازی و اسباب‌بازی برای بزرگسالان

وقتی کلمه «اسباب‌بازی» را می‌شنویم، معمولاً تصویر یک کودک در ذهنمان شکل می‌گیرد؛ کودکی که با عروسک، ماشین، ساختنی، پازل یا یک بازی فکری سرگرم است.

اما اگر یک فرد ۳۰، ۴۰ یا ۵۰ ساله یک مدل ماشین جمع کند، با قطعات ساختنی چیزی بسازد، فیگور مورد علاقه‌اش را در قفسه بگذارد، یک پازل هزار تکه حل کند یا حتی ساعت‌ها با یک بازی رومیزی سرگرم شود، آیا هنوز می‌توانیم بگوییم «این فقط یک اسباب‌بازی است»؟

اگر پاسخ منفی باشد، مرز میان اسباب‌بازی، سرگرمی، بازی، کلکسیون و هنر دقیقاً کجاست؟

و اگر پاسخ مثبت باشد، چرا تصور می‌کنیم انسان باید با رسیدن به بزرگسالی علاقه خود به بازی را کنار بگذارد؟

واقعیت این است که بازی کردن با پایان دوران کودکی تمام نمی‌شود؛ فقط شکل آن تغییر می‌کند.

بزرگسالان هم بازی می‌کنند، می‌سازند، جمع می‌کنند، رقابت می‌کنند، داستان می‌سازند و با اشیایی که زمانی فقط برای کودکان تصور می‌شدند ارتباط برقرار می‌کنند.

بنابراین شاید سؤال درست این نباشد که «آیا بزرگسالان هم اسباب‌بازی دارند؟»

سؤال جذاب‌تر این است:

چه چیزی یک وسیله را به اسباب‌بازی تبدیل می‌کند و آیا این تعریف واقعاً به سن وابسته است؟

اسباب‌بازی دقیقاً چیست؟

برای پاسخ دادن به این سؤال، ابتدا باید میان چند مفهوم تفاوت بگذاریم.

«اسباب‌بازی»، «بازی» و «سرگرمی» مترادف یکدیگر نیستند.

اسباب‌بازی معمولاً به یک شیء یا وسیله‌ای گفته می‌شود که برای بازی طراحی شده یا در جریان بازی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

بازی اما یک فعالیت است؛ فعالیتی که می‌تواند به وسیله نیاز داشته باشد یا اصلاً به هیچ ابزار خاصی نیاز نداشته باشد.

یک کودک می‌تواند با یک ماشین اسباب‌بازی بازی کند، اما می‌تواند با یک جعبه مقوایی هم بازی کند.

یک بزرگسال می‌تواند با یک بازی رومیزی سرگرم شود، اما ممکن است بدون هیچ وسیله‌ای در یک بازی گروهی یا ورزشی شرکت کند.

بنابراین بازی از اسباب‌بازی گسترده‌تر است.

از طرف دیگر، یک شیء نیز می‌تواند برای یک نفر اسباب‌بازی و برای فرد دیگری یک وسیله کلکسیونی، دکوری یا حتی یک اثر هنری باشد.

همین موضوع باعث می‌شود تعریف اسباب‌بازی پیچیده‌تر از چیزی باشد که در نگاه اول به نظر می‌رسد.

آیا بازی کردن مخصوص کودکان است؟

خیر.

پژوهش‌های مربوط به بازی مدت‌هاست که بازی را فقط یک سرگرمی کودکانه در نظر نمی‌گیرند.

یک مقاله علمی درباره بازی در بزرگسالی، بازی را فعالیتی می‌داند که با هدف سرگرمی و لذت انجام می‌شود، فرد را درگیر و مشتاق می‌کند و می‌تواند در تعامل با دیگران یا خود فعالیت شکل بگیرد. این پژوهش همچنین به پیامدهای احتمالی بازی در بزرگسالی مانند خلق مثبت، کاهش استرس روزمره و پیامدهای روانی و اجتماعی اشاره می‌کند. در عین حال، پژوهشگران تأکید می‌کنند که مطالعه علمی بازی در بزرگسالی هنوز به تحقیقات بیشتری نیاز دارد.

پس بازی کردن در بزرگسالی نه یک رفتار عجیب است و نه پدیده‌ای کاملاً جدید.

آنچه تغییر می‌کند، بیشتر نوع بازی و معنایی است که فرد از آن دریافت می‌کند.

چرا تصور می‌کنیم بزرگسال نباید با اسباب‌بازی بازی کند؟

این تصور بیشتر از آنکه یک قانون طبیعی باشد، محصول فرهنگ است.

کودک معمولاً اجازه دارد بازی کند.

حتی بازی کردن برای او ضروری تلقی می‌شود.

اما با ورود به مدرسه و سپس بزرگسالی، جامعه به تدریج پیام متفاوتی منتقل می‌کند:

درس بخوان.

کار کن.

مسئولیت داشته باش.

وقتت را تلف نکن.

بچه نباش.

در این نگاه، بازی به فعالیتی مربوط به «زمان آزاد کودک» تبدیل می‌شود و بزرگسال موفق کسی تصور می‌شود که وقت خود را صرف کار و فعالیت‌های جدی می‌کند.

اما یک تناقض جالب وجود دارد.

همان جامعه‌ای که به بزرگسال می‌گوید «بازی نکن»، برای بزرگسالان سرگرمی‌هایی مانند ورزش، بازی‌های رومیزی، بازی‌های ویدیویی، مدل‌سازی، ساختنی‌ها، پازل، کلکسیون‌داری و فعالیت‌های خلاقانه تولید می‌کند.

در واقع، بازی حذف نشده است.

فقط نام و شکل آن تغییر کرده است.چ

بازی برای کودک فقط سرگرمی نیست

اهمیت بازی در کودکی به قدری جدی است که نهادهای علمی و پزشکی نیز آن را بخشی مهم از رشد کودک می‌دانند.

آکادمی اطفال آمریکا در گزارش بالینی خود درباره قدرت بازی توضیح می‌دهد که بازی می‌تواند در رشد مهارت‌های اجتماعی-عاطفی، زبان، خودتنظیمی و عملکردهای اجرایی نقش داشته باشد و فرصت‌هایی برای حل مسئله، همکاری و خلاقیت ایجاد کند.

در واقع، کودک هنگام بازی فقط «وقت نمی‌گذراند».

او در حال آزمایش جهان است.

وقتی کودک یک قطعه ساختنی را به قطعه دیگری وصل می‌کند، نتیجه را می‌بیند.

وقتی یک عروسک را وارد یک داستان خیالی می‌کند، نقش‌های اجتماعی را تمرین می‌کند.

وقتی با دیگران بازی می‌کند، قوانین، مذاکره و همکاری را تجربه می‌کند.

وقتی یک پازل را حل می‌کند، با مسئله مواجه می‌شود و راه‌حل پیدا می‌کند.

به همین دلیل، بازی را نمی‌توان صرفاً نقطه مقابل یادگیری دانست.

در بسیاری از موارد، بازی یکی از شکل‌های یادگیری است.

اما وقتی کودک بزرگ می‌شود چه اتفاقی می‌افتد؟

اینجا موضوع جالب‌تر می‌شود.

بسیاری از مهارت‌هایی که بازی در کودکی تقویت می‌کند، در بزرگسالی نیز اهمیت دارند:

خلاقیت.

حل مسئله.

انعطاف‌پذیری ذهنی.

تعامل اجتماعی.

تصمیم‌گیری.

تحمل شکست.

آزمایش کردن.

و توانایی نگاه کردن به یک مسئله از زاویه‌ای متفاوت.

آکادمی اطفال آمریکا نیز بازی را با مهارت‌هایی مانند حل مسئله، همکاری و خلاقیت مرتبط می‌داند؛ مهارت‌هایی که در زندگی بزرگسالی نیز اهمیت دارند.

بنابراین سؤال جالب این نیست که چرا کودک بازی می‌کند.

سؤال این است:

چرا فکر می‌کنیم بزرگسال دیگر به هیچ‌کدام از این مهارت‌ها نیاز ندارد؟

بزرگسالان چگونه بازی می‌کنند؟

بازی بزرگسالان لزوماً شبیه بازی کودکان نیست.

یک بزرگسال ممکن است:

با دوستانش بازی رومیزی انجام دهد.

پازل حل کند.

مدل بسازد.

لگو یا سایر ساختنی‌ها را مونتاژ کند.

با فیگورها داستان‌پردازی کند.

ماشین مدل جمع کند.

عروسک یا شخصیت‌های محبوبش را کلکسیون کند.

به ساخت ماکت بپردازد.

بازی ویدیویی انجام دهد.

در بازی‌های نقش‌آفرینی شرکت کند.

در یک ورزش رقابتی حضور داشته باشد.

یا حتی با فرزندش بازی کند.

در بسیاری از این فعالیت‌ها، مرز میان «بازی»، «سرگرمی»، «هنر» و «کلکسیون» بسیار باریک می‌شود.

اسباب‌بازی بزرگسالان چیست؟

این عبارت ممکن است در نگاه اول عجیب به نظر برسد.

اما اگر اسباب‌بازی را به عنوان وسیله‌ای برای بازی، ساختن، تخیل یا سرگرمی تعریف کنیم، نمونه‌های بسیار زیادی پیدا می‌شود که مخاطب آن‌ها فقط کودکان نیست.

برای مثال، یک مدل دقیق خودرو ممکن است برای کودک صرفاً یک ماشین اسباب‌بازی باشد، اما برای یک بزرگسال می‌تواند بخشی از یک مجموعه تخصصی باشد.

یک ساختنی ممکن است برای یک کودک سرگرمی باشد، اما یک بزرگسال ممکن است به خاطر طراحی، مهندسی، جزئیات یا فرایند ساخت آن سراغش برود.

یک فیگور ممکن است برای یک کودک وسیله‌ای برای داستان‌سازی باشد و برای یک بزرگسال، شیئی کلکسیونی مرتبط با یک شخصیت محبوب.

بنابراین یک محصول واحد می‌تواند برای دو گروه سنی، دو معنای کاملاً متفاوت داشته باشد.

وقتی اسباب‌بازی تبدیل به کلکسیون می‌شود

یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال اسباب‌بازی و بزرگسالان، کلکسیون‌داری است.

در اینجا فرد دیگر لزوماً اسباب‌بازی را فقط برای بازی خریداری نمی‌کند.

ممکن است آن را به دلیل:

طراحی،

جزئیات،

ارزش تاریخی،

ارتباط با یک شخصیت،

خاطرات کودکی،

کمیاب بودن،

هنری بودن،

یا علاقه شخصی

جمع‌آوری کند.

به این ترتیب، یک شیء می‌تواند هم‌زمان چند هویت داشته باشد.

اسباب‌بازی برای یک نفر، کلکسیون برای فرد دیگر و اثر طراحی برای شخص سوم.

این تغییر معنا یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های دنیای اسباب‌بازی است.

چرا بعضی بزرگسالان اسباب‌بازی‌های دوران کودکی خود را دوباره می‌خرند؟

یکی از دلایل مهم، نوستالژی است.

بسیاری از افراد در بزرگسالی به اشیایی علاقه‌مند می‌شوند که آن‌ها را به دوران کودکی، خانواده، دوستان یا دوره خاصی از زندگی‌شان یادآوری می‌کنند.

گاهی یک ماشین اسباب‌بازی قدیمی فقط یک ماشین نیست.

یادآور اتاق کودکی است.

یادآور هدیه‌ای از پدر یا مادر است.

یادآور دوستی با یک همکلاسی است.

یادآور تعطیلات، تولد یا یک شخصیت محبوب است.

در چنین شرایطی، فرد در واقع فقط یک شیء را خریداری نمی‌کند؛ بلکه بخشی از یک خاطره را دوباره لمس می‌کند.

البته نباید هر علاقه بزرگسالان به اسباب‌بازی را صرفاً به نوستالژی نسبت داد.

گاهی فرد واقعاً به طراحی، مهندسی، هنر یا خود فرایند ساخت و جمع‌آوری علاقه دارد.

نوستالژی همیشه به معنی «گیر کردن در گذشته» نیست

گاهی درباره علاقه بزرگسالان به اسباب‌بازی‌های قدیمی این تصور وجود دارد که فرد نمی‌خواهد بزرگ شود.

این برداشت بیش از حد ساده است.

یک فرد می‌تواند کاملاً درگیر زندگی بزرگسالانه خود باشد و در عین حال از یک علاقه مربوط به دوران کودکی لذت ببرد.

همان‌طور که یک بزرگسال می‌تواند فیلمی از دوران کودکی خود را دوباره ببیند، موسیقی قدیمی گوش دهد یا کتاب مورد علاقه کودکی‌اش را دوباره بخواند، می‌تواند یک اسباب‌بازی قدیمی را نیز نگه دارد یا دوباره تهیه کند.

بزرگ شدن الزاماً به معنی حذف تمام چیزهای دوران کودکی نیست.

آیا بازی می‌تواند برای بزرگسالان مفید باشد؟

اینجا باید از اغراق دوری کنیم.

نمی‌توان گفت هر اسباب‌بازی یا هر نوع بازی حتماً استرس را درمان می‌کند یا باعث افزایش قطعی خلاقیت می‌شود.

شواهد علمی درباره بازی در بزرگسالی هنوز به اندازه پژوهش‌های مربوط به کودکان گسترده نیست.

با این حال، پژوهشگران حوزه بازی در بزرگسالی به ارتباط احتمالی آن با خلق مثبت، احساس تعلق، کاهش استرس روزمره و سلامت روانی و روابط اشاره کرده‌اند.

بنابراین بهتر است بگوییم:

بازی می‌تواند یکی از فعالیت‌هایی باشد که به تجربه لذت، ارتباط اجتماعی و فاصله گرفتن موقت از فشارهای روزمره کمک می‌کند؛ اما نباید آن را جایگزین درمان یا راه‌حل قطعی مشکلات روان‌شناختی دانست.

این تفاوت بین یک مقاله علمی و یک محتوای زرد بسیار مهم است.

بازی کردن می‌تواند ذهن را از حالت «فقط نتیجه» خارج کند

یکی از ویژگی‌های مهم بازی این است که همیشه هدف آن کسب یک نتیجه اقتصادی یا کاربردی نیست.

وقتی یک فرد برای کارش یک مسئله را حل می‌کند، معمولاً نتیجه اهمیت دارد.

اما وقتی همان فرد یک مدل می‌سازد، پازل حل می‌کند یا با یک بازی رومیزی سرگرم می‌شود، خود فرایند می‌تواند بخشی از لذت باشد.

او الزاماً قرار نیست از پازل چیزی تولید کند.

قرار نیست از ساختن یک مدل درآمد داشته باشد.

قرار نیست از حل یک بازی فکری مدرک بگیرد.

گاهی فقط می‌خواهد درگیر یک فعالیت شود و از انجام آن لذت ببرد.

همین ویژگی یکی از پایه‌های مهم مفهوم بازی است.

اسباب‌بازی و خلاقیت؛ ارتباطی که باید با احتیاط درباره آن حرف زد

ساختنی‌ها، پازل‌ها، فیگورها و ابزارهای تخیل می‌توانند فرصت‌هایی برای خلق کردن فراهم کنند.

اما اینکه بگوییم «هر اسباب‌بازی خلاقیت را افزایش می‌دهد» ادعای دقیقی نیست.

نوع بازی، میزان آزادی فرد، تجربه قبلی، محیط، انگیزه و نحوه استفاده از وسیله اهمیت دارند.

برای مثال، یک وسیله ساختنی که امکان ساخت چندین مدل مختلف را فراهم می‌کند، فرصت بیشتری برای آزمایش و تصمیم‌گیری ایجاد می‌کند تا وسیله‌ای که فقط یک عملکرد مشخص دارد.

پژوهش‌های مربوط به بازی وانمودی نیز ارتباط میان فرایندهای بازی خیالی و برخی سنجه‌های خلاقیت را بررسی کرده‌اند؛ البته پژوهشگران تأکید می‌کنند که رابطه میان بازی وانمودی و خلاقیت بزرگسالی پیچیده است و عوامل دیگری نیز در شکل‌گیری خلاقیت نقش دارند.

پس بهتر است بگوییم:

بازی می‌تواند محیطی برای تمرین خلاقیت فراهم کند، نه اینکه به‌تنهایی تضمین‌کننده خلاقیت باشد.

چرا ساختن می‌تواند برای بزرگسالان جذاب باشد؟

ساختن یکی از قدیمی‌ترین و جذاب‌ترین شکل‌های بازی است.

وقتی فرد یک قطعه را به قطعه دیگری متصل می‌کند، یک ماکت می‌سازد یا یک سازه پیچیده را مرحله‌به‌مرحله کامل می‌کند، با یک فرایند قابل مشاهده روبه‌رو است:

شروع.

آزمایش.

اشتباه.

اصلاح.

پیشرفت.

و در نهایت نتیجه.

برای بسیاری از بزرگسالان، همین فرایند می‌تواند جذاب‌تر از محصول نهایی باشد.

در دنیای روزمره، بسیاری از فعالیت‌ها نتیجه‌ای ملموس ندارند.

اما در ساختن یک مدل، فرد می‌تواند پایان کار را با چشم ببیند.

این حس «من این را ساختم» بخش مهمی از لذت ساختنی‌هاست.

فیگورها؛ مرز میان اسباب‌بازی و هنر

فیگورها یکی از بهترین مثال‌ها برای پاسخ به سؤال اصلی این مقاله هستند.

یک فیگور می‌تواند برای یک کودک اسباب‌بازی باشد.

برای یک نوجوان وسیله داستان‌پردازی.

برای یک بزرگسال یک آیتم کلکسیونی.

برای یک طراح نمونه‌ای از طراحی شخصیت.

برای یک طرفدار، نمادی از یک دنیای داستانی.

و برای یک موزه، حتی ممکن است بخشی از تاریخ فرهنگ عامه باشد.

پس آیا ماهیت شیء تغییر کرده است؟

نه لزوماً.

این رابطه انسان با شیء است که تغییر کرده است.

همین موضوع نشان می‌دهد که نمی‌توان اسباب‌بازی را صرفاً بر اساس سن مصرف‌کننده تعریف کرد.

ماشین‌های مدل؛ وقتی بازی تبدیل به علاقه تخصصی می‌شود

ماشین‌های مدل نیز نمونه بسیار خوبی هستند.

کودک ممکن است با آن‌ها مسابقه بدهد.

اما یک بزرگسال ممکن است مدل‌ها را بر اساس:

برند،

سال تولید،

نوع خودرو،

مقیاس،

رنگ،

جزئیات،

کشور سازنده،

یا دوره تاریخی

دسته‌بندی کند.

در اینجا دیگر فعالیت فرد فقط «بازی کردن» نیست.

او در حال تحقیق، مقایسه، مرتب‌سازی و نگهداری یک مجموعه است.

اما ریشه این علاقه همچنان می‌تواند در همان لذت اولیه‌ای باشد که انسان از بازی و ارتباط با اشیای جذاب تجربه می‌کند.

بازی فکری فقط برای کودکان نیست

بازی‌های فکری یکی از واضح‌ترین نمونه‌های چندنسلی بودن اسباب‌بازی و بازی هستند.

بازی‌هایی مانند شطرنج، تخته‌نرد، بازی‌های استراتژیک، پازل‌ها و بسیاری از بازی‌های رومیزی مدرن اساساً می‌توانند مخاطبان بزرگسال داشته باشند.

در چنین بازی‌هایی، پیچیدگی تصمیم‌گیری، مذاکره، استراتژی، احتمال، حافظه و تحلیل می‌تواند با افزایش سن یا تجربه بازیکن تغییر کند.

به همین دلیل، نمی‌توان بازی را همیشه مترادف با «بازی کودکانه» دانست.

حتی در کودکی نیز بازی می‌تواند پیچیده باشد و در بزرگسالی نیز سرگرمی می‌تواند ساده و کودکانه باقی بماند.

بازی با فرزند؛ وقتی اسباب‌بازی دوباره وارد زندگی بزرگسال می‌شود

گاهی بزرگسال خودش برای بازی کردن سراغ اسباب‌بازی نمی‌رود.

اما با فرزندش بازی می‌کند.

این نوع بازی یک ویژگی مهم دارد:

رابطه.

آکادمی اطفال آمریکا تأکید می‌کند که بازی والد و کودک می‌تواند به شکل‌گیری تعامل مثبت، ارتباط و رابطه میان آن‌ها کمک کند. همچنین بازی کردن با کودک می‌تواند به والد کمک کند جهان را از زاویه دید کودک ببیند.

در این حالت، اسباب‌بازی فقط یک وسیله سرگرمی نیست.

تبدیل به یک ابزار ارتباطی می‌شود.

یک پدر و دختر ممکن است با عروسک داستان بسازند.

یک مادر و پسر ممکن است با قطعات ساختنی یک شهر درست کنند.

والد و کودک ممکن است یک بازی فکری انجام دهند.

در تمام این موارد، چیزی که اهمیت دارد فقط خود اسباب‌بازی نیست؛ تجربه مشترکی است که حول آن شکل می‌گیرد.

چرا بازی مشترک برای بزرگسال هم لذت‌بخش است؟

چون بازی می‌تواند انسان را از نقش‌های رسمی روزمره خارج کند.

در محل کار، افراد نقش‌های مشخصی دارند.

در خانواده نیز مسئولیت‌های مشخصی وجود دارد.

اما هنگام بازی، یک مدیر می‌تواند بازیکن باشد.

یک والد می‌تواند هم‌بازی باشد.

یک فرد بزرگسال می‌تواند دوباره وارد دنیایی شود که در آن نتیجه فوری و کاربرد اقتصادی اهمیت اصلی را ندارد.

این تغییر موقت نقش می‌تواند بخشی از جذابیت بازی باشد.

آیا بزرگسالانی که اسباب‌بازی می‌خرند «بچه‌مانده» هستند؟

خیر.

البته مانند هر علاقه دیگری، ممکن است شکل افراطی یا مشکل‌ساز هم وجود داشته باشد.

اما صرف علاقه به اسباب‌بازی، فیگور، ساختنی، بازی یا کلکسیون هیچ دلیلی برای قضاوت درباره بلوغ فرد نیست.

یک علاقه زمانی می‌تواند مشکل‌ساز شود که مثلاً کنترل فرد را از بین ببرد، مشکلات مالی جدی ایجاد کند، روابط یا مسئولیت‌های مهم زندگی را مختل کند یا تبدیل به رفتاری اجباری شود.

اما در حالت عادی، علاقه داشتن به یک سرگرمی بخشی طبیعی از زندگی انسان است.

همان‌طور که فردی ممکن است عاشق کتاب، موسیقی، فوتبال، ساعت، خودرو، نقاشی یا عکاسی باشد، فرد دیگری ممکن است عاشق فیگور، مدل خودرو یا بازی‌های رومیزی باشد.

بزرگسال بودن به معنی بی‌علاقه شدن به چیزهای سرگرم‌کننده نیست.

تفاوت اسباب‌بازی کودک و بزرگسال در چیست؟

یک تفاوت مهم در سطح پیچیدگی است.

محصولی که برای کودک خردسال طراحی می‌شود معمولاً باید با توانایی‌های حرکتی، شناختی و ایمنی او هماهنگ باشد.

اما یک محصول برای مخاطب بزرگسال می‌تواند پیچیدگی بیشتری داشته باشد.

برای مثال:

ساختار پیچیده‌تر،

قطعات بیشتر،

قوانین دشوارتر،

جزئیات ظریف‌تر،

ارزش کلکسیونی بیشتر،

یا نیاز به دانش تخصصی.

اما این مرز مطلق نیست.

یک کودک ممکن است به یک محصول پیچیده علاقه داشته باشد و یک بزرگسال ممکن است از یک اسباب‌بازی بسیار ساده لذت ببرد.

بنابراین سن بیشتر یک راهنمای طراحی و ایمنی است تا مرزی مطلق برای لذت بردن.

اسباب‌بازی می‌تواند یک شیء فرهنگی باشد

اسباب‌بازی‌ها فقط اشیای سرگرم‌کننده نیستند.

آن‌ها می‌توانند فرهنگ یک دوره را ثبت کنند.

یک فیگور ممکن است محبوبیت یک شخصیت سینمایی را نشان دهد.

یک ماشین اسباب‌بازی می‌تواند طراحی خودروهای یک دوره را بازتاب دهد.

یک عروسک می‌تواند تصویری از لباس و زیبایی‌شناسی یک جامعه ارائه کند.

یک بازی رومیزی می‌تواند نوعی از تفکر یا روابط اجتماعی را بازتاب دهد.

به همین دلیل، برخی اسباب‌بازی‌ها بعدها ارزش تاریخی پیدا می‌کنند.

چیزی که در یک دهه برای کودک ساخته شده، ممکن است چند دهه بعد برای یک کلکسیونر یا پژوهشگر تبدیل به سندی از فرهنگ عامه شود.

صنعت اسباب‌بازی هم متوجه بزرگسالان شده است

یکی از نشانه‌های روشن تغییر نگاه به اسباب‌بازی، حضور پررنگ‌تر مخاطبان بزرگسال در بخش‌هایی از صنعت سرگرمی و کلکسیونی است.

امروزه بسیاری از محصولات نه فقط برای بازی کودک، بلکه برای ساختن، نمایش دادن، جمع‌آوری، طرفداری از یک شخصیت یا تجربه سرگرمی پیچیده‌تر طراحی می‌شوند.

این روند نشان می‌دهد که صنعت اسباب‌بازی دیگر فقط با مفهوم سنتی «اتاق کودک» تعریف نمی‌شود.

در کنار اسباب‌بازی کودک، بازارهایی مانند:

فیگورهای کلکسیونی،

مدل‌های دقیق،

ساختنی‌های پیچیده،

بازی‌های رومیزی تخصصی،

ماکت،

پازل‌های دشوار،

و محصولات مرتبط با فرهنگ عامه

نیز شکل گرفته‌اند.

در اینجا اسباب‌بازی وارد قلمرو سرگرمی بزرگسالان می‌شود.

آیا هر محصولی که بزرگسال می‌خرد اسباب‌بازی است؟

نه.

این نکته مهمی است.

اگر یک فرد یک فیگور را فقط برای دکور خانه خریداری کند و هرگز با آن بازی نکند، شاید بهتر باشد آن را «آیتم دکوراتیو» یا «کلکسیونی» بدانیم.

اگر یک فرد یک مدل خودرو را برای نمایش در قفسه نگه دارد، ممکن است دیگر کاربرد اصلی آن بازی نباشد.

اگر فردی یک پازل را برای سرگرمی حل کند، همچنان می‌توان آن را در قلمرو بازی و سرگرمی قرار داد.

پس سن کاربر تنها معیار نیست؛ شیوه استفاده از شیء نیز اهمیت دارد.

مرز میان اسباب‌بازی، کلکسیون و هنر کجاست؟

گاهی اصلاً مرز مشخصی وجود ندارد.

فرض کنید یک فیگور بسیار دقیق و گران‌قیمت را در نظر بگیریم.

یک کودک ممکن است با آن داستان بسازد.

یک طرفدار آن را در قفسه نمایش دهد.

یک کلکسیونر چند نسخه از آن جمع کند.

یک طراح، کیفیت طراحی شخصیت را بررسی کند.

و یک عکاس از آن برای ساخت تصاویر هنری استفاده کند.

یک شیء واحد می‌تواند چهار تجربه کاملاً متفاوت ایجاد کند.

پس شاید بهتر باشد به جای پرسیدن:

«این اسباب‌بازی است یا نیست؟»

بپرسیم:

«این شیء در چه زمینه‌ای و برای چه نوع تجربه‌ای استفاده می‌شود؟»

این نگاه، تعریف بسیار دقیق‌تری ارائه می‌دهد.

آیا بازی کردن در بزرگسالی می‌تواند خلاقیت را زنده نگه دارد؟

احتمالاً در برخی شرایط می‌تواند به آن کمک کند، اما نباید موضوع را بیش از حد ساده کرد.

بازی محیطی ایجاد می‌کند که در آن فرد می‌تواند بدون اینکه هر اشتباه الزاماً پیامد جدی داشته باشد، امتحان کند.

این ویژگی مهم است.

در بازی می‌توان ساخت.

خراب کرد.

دوباره ساخت.

قانون را تغییر داد.

سناریوی جدید ایجاد کرد.

و از یک نتیجه غیرمنتظره لذت برد.

همین فضای آزمایش و انعطاف یکی از دلایلی است که پژوهشگران به ارتباط بازی و خلاقیت علاقه‌مند شده‌اند. مطالعات مربوط به بازی وانمودی نیز ارتباطی میان فرایندهای این نوع بازی و برخی جنبه‌های خلاقیت پیدا کرده‌اند، هرچند رابطه علت و معلولی ساده‌ای اثبات نشده است.

بازی می‌تواند فرصتی برای «هیچ کار نکردن» باشد

این جمله شاید عجیب باشد.

اما در زندگی‌ای که تقریباً همه فعالیت‌ها با یک هدف سنجیده می‌شوند، انجام کاری فقط برای لذت خودش می‌تواند ارزشمند باشد.

بسیاری از بزرگسالان دائماً در حال تولید، پاسخ دادن، برنامه‌ریزی، خرید، کار کردن یا حل مسئله هستند.

بازی می‌تواند فعالیتی باشد که در آن نتیجه اقتصادی یا بهره‌وری هدف اصلی نیست.

قرار نیست هر سرگرمی چیزی به رزومه ما اضافه کند.

قرار نیست هر فعالیتی مهارتی جدید ایجاد کند.

گاهی کافی است لذت‌بخش باشد.

این موضوع درباره بازی نیز صدق می‌کند.

آیا باید برای بازی کردن در بزرگسالی احساس خجالت کنیم؟

نه.

اگر یک فعالیت سالم، متعادل و لذت‌بخش است و با مسئولیت‌های زندگی تداخل ندارد، دلیلی برای شرمندگی از آن وجود ندارد.

اتفاقاً شاید بهتر باشد به جای اینکه از بزرگسالان بخواهیم هر نشانه‌ای از کودکی را پنهان کنند، یاد بگیریم میان «کودک بودن» و «حفظ بخشی از روحیه بازیگوش» تفاوت بگذاریم.

بزرگسال می‌تواند مسئولیت‌پذیر باشد و بازی کند.

می‌تواند جدی باشد و شوخی کند.

می‌تواند کار کند و سرگرمی داشته باشد.

می‌تواند خانواده داشته باشد و با یک ساختنی ساعت‌ها مشغول شود.

این‌ها تناقض نیستند.

اسباب‌بازی، از کودکی تا بزرگسالی

اگر تاریخ اسباب‌بازی را بررسی کنیم، یک الگوی جالب دیده می‌شود.

انسان از ابتدا فقط برای زنده ماندن زندگی نکرده است.

او بازی کرده، داستان ساخته، رقابت کرده، اشیا را جمع کرده، نقش بازی کرده و از ساختن و تخیل لذت برده است.

اسباب‌بازی‌های امروز فقط شکل مدرن همین میل قدیمی هستند.

چیزی که تغییر کرده، فناوری و ظاهر ابزارهاست.

از چوب و سنگ گرفته تا فلز و پارچه.

از عروسک‌های دست‌ساز تا فیگورهای دقیق.

از بازی‌های سنتی تا بازی‌های رومیزی پیچیده.

از ساختنی‌های ساده تا مدل‌های مهندسی‌شده.

میل به بازی، بسیار قدیمی‌تر از صنعت اسباب‌بازی است.

پس آیا اسباب‌بازی فقط برای کودکان است؟

پاسخ کوتاه:

خیر.

اما پاسخ دقیق‌تر کمی پیچیده‌تر است.

اسباب‌بازی‌ها از نظر طراحی ممکن است برای سنین خاصی ساخته شوند و برخی از آن‌ها به‌طور مشخص برای کودکان طراحی شده باشند.

اما مفهوم بازی و ارتباط انسان با اشیای بازی به دوران کودکی محدود نمی‌شود.

بزرگسالان نیز بازی می‌کنند.

می‌سازند.

کلکسیون جمع می‌کنند.

پازل حل می‌کنند.

فیگور نگه می‌دارند.

مدل می‌سازند.

بازی فکری انجام می‌دهند.

با فرزندانشان بازی می‌کنند.

و گاهی به سراغ اسباب‌بازی‌هایی می‌روند که سال‌ها پیش در کودکی دوستشان داشته‌اند.

پس مسئله اصلی سن نیست.

مسئله نوع رابطه انسان با بازی است.

شاید ما اسباب‌بازی را بیش از حد کودکانه تعریف کرده‌ایم

اگر یک بزرگسال ساعت‌ها با یک ابزار موسیقی تمرین کند، کسی نمی‌گوید «بچه‌بازی می‌کند».

اگر یک بزرگسال با یک مدل خودرو کار کند، آن را سرگرمی یا کلکسیون می‌نامیم.

اگر یک بزرگسال پازل حل کند، آن را سرگرمی ذهنی می‌دانیم.

اگر یک بزرگسال بازی رومیزی انجام دهد، آن را بازی می‌نامیم.

اما وقتی همان فرد یک فیگور یا ساختنی را در دست می‌گیرد، ناگهان واژه «اسباب‌بازی» برای بعضی افراد کودکانه به نظر می‌رسد.

شاید مشکل از خود اسباب‌بازی نباشد.

شاید تعریف ما از اسباب‌بازی بیش از حد محدود شده است.

اسباب‌بازی برای هر سن، یک معنای متفاوت دارد

برای کودک، اسباب‌بازی می‌تواند راهی برای شناخت جهان باشد.

برای نوجوان، می‌تواند وسیله‌ای برای هویت و ارتباط با علایقش باشد.

برای جوان، می‌تواند سرگرمی و خلاقیت باشد.

برای والد، می‌تواند وسیله‌ای برای ارتباط با کودک باشد.

برای کلکسیونر، می‌تواند یک شیء ارزشمند باشد.

برای طراح، می‌تواند نمونه‌ای از هنر و مهندسی باشد.

و برای یک بزرگسال که اسباب‌بازی دوران کودکی‌اش را دوباره پیدا کرده، شاید فقط یک چیز باشد:

خاطره.

همین چندمعنایی، دنیای اسباب‌بازی را بسیار بزرگ‌تر از اتاق کودک می‌کند.

نتیجه‌گیری؛ شاید بازی کردن بخشی از بزرگ شدن باشد، نه مخالف آن

ما معمولاً بزرگ شدن را با کنار گذاشتن چیزهای کودکانه تعریف می‌کنیم.

اما شاید تعریف کامل‌تری وجود داشته باشد.

بزرگ شدن یعنی مسئولیت‌پذیرتر شدن، تصمیم گرفتن، ساختن زندگی و شناختن خود.

اما هیچ‌کدام از این‌ها الزاماً به معنی از دست دادن توانایی لذت بردن، تخیل کردن و بازی کردن نیست.

پژوهش‌های مربوط به بازی نشان می‌دهند که بازی در کودکی نقش مهمی در رشد شناختی، اجتماعی و عاطفی دارد و پژوهش درباره بازی در بزرگسالی نیز در حال بررسی ارتباط آن با تجربه‌های مثبت، کاهش استرس و روابط اجتماعی است. با این حال، درباره فواید خاص بازی برای بزرگسالان هنوز به شواهد گسترده‌تر و دقیق‌تری نیاز داریم.

بنابراین شاید بهتر باشد اسباب‌بازی را نه بر اساس اینکه «چه کسی با آن بازی می‌کند»، بلکه بر اساس نقشی که در تجربه بازی، تخیل، ساختن و سرگرمی انسان دارد ببینیم.

کودک ممکن است با یک فیگور بازی کند.

بزرگسال ممکن است همان فیگور را کلکسیون کند.

کودک ممکن است یک ساختنی را بسازد و خراب کند.

بزرگسال ممکن است همان ساختنی را با دقتی چندساعته مونتاژ کند.

کودک ممکن است یک ماشین را روی زمین حرکت دهد.

بزرگسال ممکن است یک مدل خودرو را در قفسه نگه دارد و درباره تاریخچه آن تحقیق کند.

ظاهر فعالیت‌ها متفاوت است، اما یک چیز مشترک باقی می‌ماند:

لذت ارتباط با یک شیء، ساختن، کشف کردن، تخیل کردن و بازی کردن.

پس اگر روزی یک بزرگسال را دیدید که با یک فیگور، ساختنی، پازل، مدل خودرو یا بازی رومیزی سرگرم است، شاید بهتر باشد به جای اینکه بگوییم:

«هنوز بچه‌ای؟»

بپرسیم:

«چه چیزی در این بازی برایت جذاب است؟»

شاید پاسخ او، داستانی درباره کودکی، هنر، خلاقیت، خاطره، رقابت، دوستی یا حتی بخشی از شخصیت خودش باشد که در میان شلوغی زندگی بزرگسالی هنوز زنده مانده است.

و شاید همین، مهم‌ترین نکته درباره اسباب‌بازی باشد:

اسباب‌بازی ممکن است برای کودکان ساخته شود، اما بازی کردن متعلق به یک سن خاص نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *